درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۶۴: کتاب المیراث ۲: فصل اول (موجبات و موانع) ۱

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

معنای ارث / معنای فرائض

معنای میراث

معنای لغوی: میراث، در واقع موراث بوده است و «واو» آن تبدیل به «یاء» شده است (از ورث). 

معنای اصطلاحی: دو احتمال است[۱]:

  • من الارث (معنای مصدری): ارث بردن را «میراث» می گویند. اگر میراث به معنای ارث بردن باشد یعنی «انسانی استحقاق پیدا کند به واسطه مرگ شخص دیگر (در صورتی که ارتباط این دو نفر با یکدیگر، یا نسبی است و یا سببی) شیء و مالی را» (استحقاق إنسان بموت آخر بنسب أو سبب شيئاً بالأصالة)

بیان و توضیح برخی قیود: 

الف) نسب: مثل ارث بردن فرزند، پدر، مادر، عمو، عمه، دایی، خالی و... (کسانی که از طریق نسب با انسان رابطه دارند)

ب) سبب: مثل زوج، زوجة، ضمان جریره، ولاء اعتقاق و امامت.

با این دو قید، وصیت خارج می شود. زیرا وصیت، به نسب یا سبب نیست (یعنی اگرچه با وصیت، شخص استحقاق مال میت را پیدا می کند. اما این استحقاق، به خاطر وصیت است و نه نسب و سبب)[۲]

ج) بالاصالة: یعنی باصل التشریع. 

با این قید، وقف بر اولاد خارج می شود. (اگر کسی، چیزی را وقف اولاد خود کند، در صورت مرگ اولاد، اگر چه نوه ها استحقاق این مال را پیدا می کنند (استحقاق بنسب)، اما این استحقاق، بالاصالة نیست بلکه بالوقف است)

  • من الموروث (معنای مفعولی): منظور ترکه میت است. یعنی آن مالی که بعد از مرگ میت، از اموال میت باقی می ماند را میراث گویند. طبق این معنا، میراث یعنی: «ما يستحقّه إنسان ...» با حذف قید «شیء».

معنی فرائض

فرائض، یعنی آنچه در شرع مقدس، سهم و نسبت آن مشخص شده است. حال در باب «ارث» فرائضی وجود دارد. مثلا اگر شخص از دنیا برود و یک دختر داشته باشد، سهم این بنت، نصف است (طبق آیه قرآن). یا مثلا زوجة اگر میت فرزندی داشته باشد، سهمش $\frac{۱}{۸}$ است.

اما برخی از افراد، سهمشان در شریعت مشخص نشده است، لذا «بالفریضة» ارث نمی برود بلکه «بالقرابة» ارث می برند. مثل ارث بردن فرزند پسر از پدر که فریضه مشخص ندارد (باید دید که در کنار این فرزند پسر، چه اشخاصی دیگری وجود دارند تا ارث را میان آن ها تقسیم کنیم)

نکته: شهید ثانی می فرمایند: اگر مراد از «فرائض» همین مطلبی باشد که در بالا بیان شد (المفروض بالتفصیل) در این صورت، «میراث» اعم مطلق است از «فرائض» (یعنی میراث هم فرائض را شامل می شود و هم ارث بالقرابة را) اما اگر منظور از فرائض، معنایی اعم از آنچه در بالا بیان شد باشد، به این صورت که بگوییم: فرائض، شامل ارث های بالقرابه هم می شود، در این صورت معنای ارث با فرائض یکی خواهد بود.

با توجه به این مطلب، متوجه می شویم که عنوان «میراث» از عنوان «فرائض» بهتر است. زیرا عنوان «میراث» همیشه شامل ارث بالقرابه هم می شود اما عنوان «فرائض» طبق یک معنا، شامل ارث بالقرابة می شود و طبق یک احتمال نمی شود.


ممکن است تصور شود که شهید می خواهند دو مبدا برای اشتقاق میراث بگویند که این تصور باطل است. زیرا یکی از موارد را «موروث» بیان می کنند که در واقع اسم مفعول است که نمی تواند مبدا اشتقاق باشد.

شخص می تواند وصیت کند که بعد از مرگش مال را به زید بدهند! در حالی که زید هیچ ارتباط نسبی یا سببی با متوفی نداشته باشد.

۴

تطبیق معنای ارث / معنای فرائض

﴿ كتاب الميراث ﴾

وهو مِفْعال من الإرث (وزن میراث، مفعال است) (حروف اصلی ارث، ورث است و همزه، منقلب از واو است) وياؤه منقلبة عن الواو (موراث بوده است) أو من الموروث (ظاهر عبارت این است که گویا شهید می خواهند مبدا اشتقاق را بیان کنند که این احتمال باطل است زیرا مبدا اشتقاق نمی تواند اسم مفعول باشد. لذا ایشان می خواهند معانی ارث را بیان کنند) .

وهو (کلمه میراث) على الأوّل (ارث) « استحقاق إنسان بموت آخر بنسب أو سبب شيئاً بالأصالة (استحقاق پیدا کردن انسانی، با مرگ دیگری، به واسطه نسبت، یا سبب، مالی را، استحقاقی که بالاصالة است) ».

وعلى الثاني (موروث) « ما يستحقّه إنسان... » إلى آخره، بحذف « الشيء » (کلمه شیء را در بقیه عبارت نیاور. زیرا دیگر مفعول نمی خواهد).

وهو (کلمه میراث) أعمّ من « الفرائض » مطلقاً (اعم مطلق است از فرائض) إن اُريد بها (فرائض): المفروض بالتفصيل (اگر مراد از فرائض، ارثی است که فرض قرار گرفته است بالتفصیل) (زیرا در این صورت، میراث هم شامل ارث مفروض می شود و هم شامل ارث بالقرابة) . وإن اُريد بها (فرائض) ما يعمّ الإجمال (شامل اجمال هم می شود) كإرث اُولي الأرحام (آیه اولو الارحام بعضهم اولی ببعض) (اقرب، اولویت دارد نسبت به ابعد در ارث. یعنی مواردی که سهم مفروض بالتفصیل ندارند) ، فهو بمعناه (میراث به معنای فرائض است) ومن ثَمَّ كان التعبير بالميراث أولى (لذا، تعبیر کردن به «کتاب المیراث» بهتر است از تعبیر به «کتاب الفرائض». زیرا فرائض طبق یک معنا درست است ولی طبق معنای دیگر، درست نیست).

۵

فصل اول: موجبات و موانع ارث / طبقات ارث

در کل کتاب المیراث، چهار فصل وجود دارد[۱]:

  • فصل اول: موجبات و موانع ارث
  • فصل دوم: السهام المقدرة و اهلها (هر کسی، چه مقدار ارث می برد؟)
  • فصل سوم: ولاء (عتق، ضمان جریرة، امامت)
  • فصل چهارم: توابع

 

فصل اول: موجبات و موانع ارث

سؤال1: چه چیز هایی موجب ارث بردن می شود؟ 

پاسخ: چند مورد است:

مورد اول: نسب

مورد دوم: سبب

سؤال2: موانع ارث چه چیز هایی هستند؟

مورد اول: قتل

مورد دوم: کفر

مورد سوم: و...

 

موجبات ارث

دو چیز، سبب ارث است:

الف) نسب

نسب یعنی الاتصال بالولادة. حال این اتصال با ولادت، یا به این صورت است که یکی به دیگری منتهی می شود (مثل پدر و فرزند / نوه و جد) و یا به این صورت است که هر دو، به شخص ثالثی می رسند (مثل دو برادر / برادر و خواهر / زید و عمویش و...)

در این اتصال، دو شرط وجود دارد:

  • عرفاً باید صدق نسب وجود داشته باشد. برای مثال، همه ما به حضرت آدم منتهی می شویم! اما هیچ کدام از دیگری ارث نمی بریم! زیرا منشئی که موجب ولادت هر کدام از ما هاست، به قدری از یکدیگر دور است که عرفاً صدق نسب وجود ندارد. 
  • نسبت باید علی الوجه الشرعی باشد. برای مثال، نباید ناشی از «زنا» باشد. لذا اگر فرزندی از زنا متولد شود، از پدر و مادرش ارثی نمی برد.

نکته1: نسب، سه مرتبه دارد[۲]:

طبقه اول: پدر و مادر  (اجداد منظور نیست. فقط پدر و مادر بی واسطه) / فرزندان و زیرمجموعه هر چه پایین برود.

نکته2: نوه و نتیجه و... اگرچه در طبقه اول هستند، اما در طبقه اول، تا وقتی که فرزندی وجود داشته باشد، نوبت به نوه و نتیجه نمی رسد. برای مثال اگر میتی 10 بچه داشته است که 9 تایشان مرده اند و فقط یکی باقی مانده است، در صورتی که از آن 9 نفر، نوه و نتیجه و ... داشته باشد، ارثی به این نوه و نتیجه ها نمی رسد و همه ارث به یک فرزند باقی مانده می رسد.

طبقه دوم: اخوة (هم شامل برادران می شود و هم خواهران) / اجداد و جدات (تا بالا) / اولاد اخوة و اخوات

نکته3: حال این برادر و خواهر، یا ابوینی هستند (پدر و مادر میت و برادر یا خواهر یکی است) و یا برادر و خواهر ابی (پدر میت و برادر یا خواهرش یکی است اما مادرشان یکی نیست) ، یا برادر و خواهر امی (مادر میت و برادر یا خواهرش یکی است اما پدرشان یکی نیست). همه این موارد، شامل طبقه دوم می شوند.

نکته4: تا وقتی اخوة و اخوات باشند، اولاد آن ها ارث نمی برند.

نکته5: در اجداد، تا وقتی که پدربزرگ و مادر بزرگ هستند، نوبت به پدر و مادر آن ها نمی رسد. (تا وقتی نزدیک تر هست، دورتر ارث نمی برد)

طبقه سوم: اعمام (عمو و عمه) / اخوال (دایی و خاله)[۳] / اولاد اعمام و اخوال (البته اولاد در صورت نبود اعمام و اخوال ارث می برند)

 

ب) سبب


همیشه سعی کنید در ابتدای مباحث، ساختار کلی مطالب را در ذهن داشته باشید.

به این بیان که، احدی از مرتبه دوم ارث نمی برد مگر اینکه در مرتبه سابق خود، هیچ وارثی وجود نداشته باشد. یعنی تا وقتی که در طبقه اول، وارث وجود دارد، طبقه دوم و سوم، ارث نمی برند. یا تا وقتی در طبقه دوم شخصی وجود داشته باشد، طبقه سوم ارث نمی برد.

چه ابوینی باشند و چه ابی و چه امی.

۶

تطبیق فصل اول: موجبات و موانع ارث / طبقات ارث

﴿ وفيه فصول ﴾:

﴿ الأوّل ﴾ (موجبات و موانع ارث)

 البحث في ﴿ الموجبات (آنچه موجب ارث می شود) ﴾ للإرث ﴿ والموانع (آنچه مانع از ارث می شود) ﴾ منه (بحث در موجبات ارث و موانع آن است).

﴿ يوجب الإرث ﴾ أي يثبته شيئان (موجب می شود ارث را دو چیز:): ﴿ النسب والسبب ، فالنسب ﴾ هو (نسب) الاتّصال بالولادة بانتهاء أحدهما إلى الآخر (به این صورت که منتهی شود یکی از این دو نفر ـ وارث و مورث ـ به دیگری)، كالأب والابن، أو بانتهائهما إلى ثالثٍ (مثل دو برادر / خواهر و برادر و...)  (شرط اول:) مع صدق اسم النسب عرفاً (برای اینکه یک وقت اشکال نشود که همه ما که به حضرت آدم می رسیم! پس همه باید از همدیگر ارث ببریم!) ، (شرط دوم:) على الوجه الشرعي (برای نفی نسبی که ناشی از زناست) .

وهو ثلاث مراتب (نسب بر سه مرتبه است) ، لا يرث أحدٌ من المرتبة التالية مع وجود واحدٍ من المرتبة السابقة (تا وقتی که شخصی از مرتبه سابق وجود دارد، نوبت به شخص دیگر از مرتبه بعد نمی رسد) خالٍ من الموانع (البته به شرط نبود مانع).

فالاُولى: ﴿ الآباء ﴾ دون آبائهم (پدر و مادر، ولی اجداد دیگر در این طبقه نیستند) ﴿ والأولاد ﴾ وإن نزلوا (فرزندان، هرچه پایین رود، نتیجه و نوه و..) (البته تا وقتی اولاد وجود دارند، نوبت به نوه و نتیجه ها نمی رسد).

﴿ ثمّ ﴾ الثانية: ﴿ الإخوة ﴾ والمراد بهم: ما يشمل الأخوات (هم شامل برادران می شود و هم خواهران) للأبوين أو أحدهما (پس یا ابوینی است، یا ابی یا امی) ﴿ والأجداد ﴾ والمراد بهم: ما يشمل الجدّات (هم پدر بزرگ و هم مادر بزرگ) ﴿ فصاعداً (هر چه بالا برودو، پدر پدر بزرگ و...)، وأولاد الإخوة ﴾ والأخوات ﴿ فنازلاً (نوه و نتیجه و... اخوه و اخوات) ﴾ ذكوراً وإناثاً.

﴿ كتاب الميراث

وهو مِفْعال من الإرث وياؤه منقلبة عن الواو (١) أو من الموروث (٢).

وهو على الأوّل « استحقاق إنسان بموت آخر بنسب أو سبب شيئاً بالأصالة ».

وعلى الثاني « ما يستحقّه إنسان... » إلى آخره، بحذف « الشيء » (٣).

وهو أعمّ من « الفرائض » مطلقاً إن اُريد بها: المفروض بالتفصيل. وإن اُريد بها ما يعمّ الإجمال كإرث اُولي الأرحام، فهو بمعناه (٤) ومن ثَمَّ كان التعبير بالميراث أولى.

__________________

(١) في سوى ( ع ): واو، بدون اللام.

(٢) كذا، ولا يخفى ما في العبارة، والأولى أن يقال: هو مفعال بمعنى الإرث أو بمعنى الموروث؛ لأنّ مبدأ الاشتقاق ـ على ما اشتهر بين أهل الفنّ ـ إمّا المصدر أو اسم المصدر، ولم يُعهد منهم القول بالاشتقاق من اسم المفعول.

(٣) يعني بحذف « شيئاً » المذكور في التعريف الأوّل.

(٤) يعني بمعنى الميراث.

﴿ وفيه فصول :

﴿ الأوّل

 البحث في ﴿ الموجبات للإرث ﴿ والموانع منه.

﴿ يوجب الإرث أي يثبته شيئان: ﴿ النسب والسبب، فالنسب هو الاتّصال بالولادة بانتهاء أحدهما إلى الآخر، كالأب والابن، أو بانتهائهما إلى ثالثٍ مع صدق اسم النسب عرفاً، على الوجه الشرعي (١).

وهو ثلاث مراتب، لا يرث أحدٌ من المرتبة التالية مع وجود واحدٍ من المرتبة السابقة خالٍ من الموانع.

فالاُولى: ﴿ الآباء دون آبائهم ﴿ والأولاد وإن نزلوا.

﴿ ثمّ الثانية: ﴿ الإخوة والمراد بهم: ما يشمل الأخوات للأبوين أو أحدهما ﴿ والأجداد والمراد بهم: ما يشمل الجدّات ﴿ فصاعداً، وأولاد الإخوة والأخوات ﴿ فنازلاً ذكوراً وإناثاً.

وأفردهم عن « الإخوة » لعدم إطلاق اسم الإخوة عليهم، فلا يدخلون ولو قيل: « وإن نزلوا » ونحوه. بخلاف الأجداد والأولاد.

﴿ ثمّ الثالثة: ﴿ الأعمام والأخوال للأبوين أو أحدهما وإن علوا

__________________

(١) هذا القيد لإخراج المنتسب بالزنا.