درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۶۶: کتاب المیراث ۴: فصل اول (موجبات و موانع) ۳

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

ارث بردن کافر تازه مسلمان

موانع ارث (آنچه باعث می شود وارث، ارث نبرد)

مورد اول: کفر

اگر میت مسلمان باشد و وارث کافر، وارث ارث نمی برد. (نکات دیگری نیز در جلسه قبل بیان شد).

سؤال: اگر شخص مسلمانی، وارثِ کافری داشت و بعد که مورّث از دنیا رفت، وارث او مسلمان شد، در این صورت آیا می توان به این وارث، ارث داد یا خیر؟

پاسخ: چند صورت دارد:

  • اگر ورّاث متعدد باشند (یعنی غیر از این وارث کافر، وراث دیگری نیز هستند) و قبل از تقسیم مال بین سایر وراث، این وارثِ کافر، مسلمان شود، در این صورت شخص تازه مسلمان شده هم، ارث می برد (شریک سایر وراث در ارث می شود). البته این مساله، در صورتی است که رتبه سایر ورثه با این شخص تازه مسلمان در طبقات ارث یکی باشد (مثلا همه شان فرزندان میت باشند) و الا اگر طبقه این شخص تازه مسلمان، بالاتر از سایر وراث است، فقط به او ارث می رسد.
  • اگر مال، بین سایر ورثه تقسیم شد و بعد از تقسیم مال، وارث کافر مسلمان شود، در این صورت، مشارکتی در کار نیست و اگر وارث کافر مسلمان شود، ارثی نمی برد.
  • اگر غیر از وارث کافر، فقط یک وارث دیگر وجود داشت (که در این صورت دیگر تا وقتی وارث کافر مسلمان نشده است، تقسیم مال معنا ندارد! زیرا تنها یک نفر غیر از او وارث است) در این صورت، مشارکتی در کار نیست و اگر وارث کافر مسلمان شود، ارثی نمی برد.
  • اگر غیر از وارث کافر، وارث دیگر غیر از امام وجود نداشته باشد، در این صورت، سه قول مطرح است:

الف) نظریه اول[۱]: امام، نازل منزله وارث واحد است. یعنی همانگونه که اگر میت، تنها غیر از وارث کافر، یک وارث دیگر داشت (و تمام ارث درجا به آن وارث می رسید و مسلمان شدن وارث کافر، سبب ارث بردن او نمی شد) امام هم همینگونه است و  لذا در این صورت هم، کافر تازه مسلمان ارثی نمی برد. دلیل این قول هم واضح است زیرا «قسمت» در مورد وارث واحد معنا ندارد. امام هم وارث واحد است و لذا باید تمام مال به امام داده شود.

ب) نظریه دوم: معیار، نقلِ ترکة به بیت المال است. یعنی اگر ترکة میت، به بیت المال منتقل شده است، دیگر این وارث کافر تازه مسلمان، ارثی نمیبرد. اما اگر این مال، هنوز به بیت المال نرسیده است و این وارث، مسلمان شود، در این صورت ارث به او می رسد. شهید می فرمایند: وجه و دلیل این قول مشخص نیست.

ج) نظریه سوم: ارث به وارث کافر تازه مسلمان شده می رسد مطلقا (حتی اگر مال به بیت المال منتقل شده باشد). این قول مطابق روایت است (روایت در تطبیق خوانده خواهد شد)


شهید متمایل به این نظریه اند.

۴

تطبیق ارث بردن کافر تازه مسلمان

﴿ وإذا أسلم الكافرُ على ميراثٍ (اگر مسلمان شود کافر، در حالی که اگر کافر نبود ارث می برد) قبلَ قسمته (قبل از تقسیم کردن ارث) ﴾ بين الورثة حيث يكونون متعدّدين (بدون محاسبه کافر متعدد اند. یعنی اگر تنها وراث، کافر و یک وارث دیگر باشند فایده ندارد! بلکه باید غیر از وارث کافر، حداقل دو وارث دیگر موجود باشد) ﴿ شارَك ﴾ (شریک سایر وراث می شود) في الإرث بحسب حاله (بحسب حال این کافر تازه مسلمان در ارث بردن) ﴿ إن كان مساوياً ﴾ لهم في المرتبة (اگر در رتبه و طبقه مساوی باشد با سایرین. مثلا کافر تازه مسلمان و سایر ورثه، همه فرزندان میت اند) كما لو كان الكافر ابناً والورثةُ إخوته (مثل اینکه کافر تازه مسلمان، فرزند میت است و سایر ورثه هم برادران کافر اند) ﴿ وانفرد ﴾ بالإرث (به تنهایی تمام ارث را می برد) ﴿ إن كان أولى ﴾ منهم كما لو كانوا إخوة (اگر این کافر تازه مسلمان، اولی باشد از دیگران در ارث بردن، ـ مثل اینکه سایر ورثه، برادران میت باشند اما کافر فرزند میت باشد ـ در این صورت کافر تازه مسلمان، باید تمام ارث را ببرد و نوبت به سایرین نمی رسد) . مسلماً كان الموروث (منه) أم كافراً (فرقی نمی کند میت مسلمان باشد و یا کافر) ، ونماء التركة كالأصل (اگر کسی از دنیا برود و مال او بعد از مرگ، رشدی داشته باشد ـ مثلا چندین گوسفند داشته است که این ها بره دار شده اند ـ این نمائات نیز مثل اصل مال، در ارث تقسیم می شوند) .

﴿ ولو ﴾ أسلم بعد القسمة (اگر این شخص کافر، بعد از قسمت اموال مسلمان شود) أو ﴿ كان الوارث واحداً (یا اینکه غیر از این کافر، تنها یک وارث دیگر وجود داشت. زیرا در این صورت دیگر قسمت معنا ندارد! تنها یک وارث موجود است که بلافاصله بعد از مرگ میت، تمام مال، به او می رسد) فلا مشاركة (حتی اگر اسلام بیاورد، کار از کار گذشته است) ﴾ ولو كان الوارثُ الإمامَ (اگر وارث امام باشد) حيث يكون الموروث مسلماً (زیرا اگر موروث کافر باشد، وارث کافر بر امام مقدم می شد!) ،(در اینجا سه نظر است:) (نظر اول:) ففي تنزيله (امام) منزلة الوارث الواحد (آیا امام، نازل منزله وارث واحد می شود؟ یعنی چون تقسیمی در کار نبوده است، کل ارث به امام می رسد و دیگر مسلمان شدن شخص کافر، سبب ارث بردن او نمی شود) أو (قول دوم:) اعتبار نقل التركة إلى بيت المال (معیار این است که اگر ترکة میت به بیت المال منتقل شده باشند، در این صورت دیگر این وارث کافر تازه مسلمان ارثی نمی برد اما اگر این مال هنوز به بیت المال منتقل نشده است، وارث تازه مسلمان ارث می برد)  أو (نظر سوم:) توريث المسلم (کافر تازه مسلمان شده) مطلقاً (چه ترکة به بیت المال منتقل شده باشد و چه نشده باشد) أقوال (سه نظر است).

ووجه الأوّل واضح (زیرا طبق قاعده است. امام یکی از وراث است و چون یک نفر است دیگر تقسیم در او معنی ندارد)، دون الثاني (وجه قول دوم روشن نیست! نه روایت در این باب داریم و نه دلیل دیگری) (استاد: از این قول دوم، ممکن است برداشت شود که در واقع، این ارث برای امام نیست! بلکه برای بیت المال است. در حالی که نظر شهید و بسیاری دیگر، این نیست! علما قبول ندارند که این مال برای عموم مسلمین است که بخواهد وارد بیت المال شود! بلکه این مال برای خود امام است. این بحث بعدا در صفحه 203 خواهد آمد) ، والأخير مرويّ (قول سوم، بر اساس روایت است. روایت: «عَنِ اِبْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ مُسْلِمٍ مَاتَ وَ لَهُ أُمٌّ نَصْرَانِيَّةٌ وَ لَهُ زَوْجَةٌ وَ وُلْدٌ مُسْلِمُونَ قَالَ فَقَالَ إِنْ أَسْلَمَتْ أُمُّهُ قَبْلَ أَنْ يُقْسَمَ مِيرَاثُهُ أُعْطِيَتِ اَلسُّدُسَ قُلْتُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ اِمْرَأَةٌ وَ لاَ وُلْدٌ وَ لاَ وَارِثٌ لَهُ سَهْمٌ فِي اَلْكِتَابِ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ وَ أُمُّهُ نَصْرَانِيَّةٌ وَ لَهُ قَرَابَةٌ نَصَارَى مِمَّنْ لَهُ سَهْمٌ فِي اَلْكِتَابِ لَوْ كَانُوا مُسْلِمِينَ لِمَنْ يَكُونُ مِيرَاثُهُ قَالَ إِنْ أَسْلَمَتْ أُمُّهُ فَإِنَّ جَمِيعَ مِيرَاثِهِ لَهَا وَ إِنْ لَمْ تُسْلِمْ أُمُّهُ وَ أَسْلَمَ بَعْضُ قَرَابَتِهِ مِمَّنْ لَهُ سَهْمٌ فِي اَلْكِتَابِ فَإِنَّ مِيرَاثَهُ لَهُ وَ إِنْ لَمْ يُسْلِمْ مِنْ قَرَابَتِهِ أَحَدٌ فَإِنَّ مِيرَاثَهُ لِلْإِمَامِ .»)

۵

بیان یک نکته و سؤال

نکته: اگر غیر از وارثِ کافر تازه مسلمان، تنها وارث میت، زوج یا زوجة باشند[۱]، در این صورت اقوی این است که اگر میت:

الف) زوجة باشد و وارث او زوج باشد: این زوج همانند وارث واحد است و اسلام وارث کافر اثری ندارد. زیرا امام با زوج، در ارث زوجة مشارکت ندارد[۲]

ب) زوج باشد و وارث او زوجة باشد: در این صورت، چون امام با زوجة در ارث مشارکت دارد[۳] حکم وارث متعدد را دارد و لذا باید دید تقسیم صورت گرفته است یا نه. اگر تقسیم صورت نگرفته باشد و وارث کافر مسلمان شود، او هم ارث می برد (و امام دیگر ارث نمی برد) اما اگر تقسیم صورت گرفته است، دیگر اسلام کافر، سبب ارث بردن او نمی شود.

سؤال: اگر اسلام آوردن شخص کافر، بعد از تقسیم «بعض ارث» باشد تکلیف چیست؟

پاسخ: سه نظر است:

  • حکم صورتی را دارد که مال تقسیم شده است و لذا کافر تازه مسلمان دیگر ارثی نمی برد.
  • حکم صورتی را دارد که مال هنوز تقسیم نشده است و لذا کافر تازه مسلمان شده ارث می برد.
  • نسبت به بعضی که تقسیم شده است، ارث نمی برد اما نسبت به بعضی که تقسیم نشده است ارث می برد.

نظر شهید ثانی: قول سوم، از همه بهتر است. یعنی بگوییم نسبت به قسمتی که تقسیم شده است ارث نمی برد اما نسبت به قسمتی که تقسیم نشده است ارث می برد.


مثلا میت، یک همسر دارد و یک فرزند که این فرزند کافر است. پس تنها وارث میت، فعلا همسر اوست.

یعنی اگر زنی از دنیا برود و وارث او تنها، شوهرش باشد در این صورت تمام ارث به شوهر او می رسد و امام، سهمی ندارد.

یعنی اگر مردی از دنیا برود و تنها یک زن داشته باشد، در این صورت، یک چهارم ارث به زن می رسد و ما بقی ارث به امام می رسد (البته این یک نظر در مساله است! بحث مفصلی است که بعدا خواهد آمد که در آن چندین نظر است)

۶

تطبیق بیان یک نکته و سؤال

ولو كان الوارثُ أحدَ الزوجين (اگر وارث یکی از زوجین باشد ـ غیر از کافری که تازه مسلمان شده است ـ) ، فالأقوى: أنّ الزوج كالوارث المتّحد (زوج، همانند وارث متحد است و لذا اسلام کافر، سبب ارث بردن او نمی شود!) والزوجة كالمتعدّد (اگر وارث زوجة باشد، همانند وارث متعدد است و اسلام کافر، سبب ارث بردن او می شود ـ البته تا قبل از تقسیم ـ)؛ لمشاركة الإمام لها (زوجة) دونه (زوج) (اگر کسی از دنیا برود و تنها وارث او همسرش باشد، بحث است. یکی از نظرات این است که: اگر وارث باقی مانده زوجة باشد، سهم خود را بر می دارد و ما بقی به امام می رسد. اما اگر باقی مانده زوج باشد امام دیگر مشارکتی ندارد) وإن كان غائباً (حتی اگر امام غائب باشد. البته در اینکه ارثی که به امام غائب می رسد را چه باید کرد، در آن بحث است. مثل سهم امام در خمس که مراجع تصمیم می گیرند) .

ولو كان الإسلام بعد قسمة البعض (اگر بعضی از ارث را تقسیم کردیم و بعضی را تقسیم نکردیم، تکلیف چیست؟) ، ففي مشاركته في الجميع (آیا شریک می شود در همه ارث ـ تقسیم شده ها و نشده ها ـ) أو في الباقي (فقط در مقداری که تقسیم نشده است مشارکت می کند؟) أو المنع منهما (هم از قسمت تقسیم شده و هم از قسمت تقسیم نشده او را منع می کنیم) ، أوجُهٌ (سه وجه است) أوسطها الوسط (معتدل ترین قول، قول وسط است. یعنی در مقدار تقسیم نشده شریک است ولی در مقدار تقسیم شده دیگر شریک نیست) .

أحدها: الكفر ﴿ ويمنع الإرثَ للمسلم ﴿ الكفرُ بجميع أصنافه، وإن انتحل معه الإسلام ﴿ فلا يرث الكافر حربيّاً كان أم ذمّياً أم (١) خارجيّاً (٢) أم ناصبيّاً أم غالياً ﴿ المسلمَ وإن لم يكن مؤمناً.

﴿ والمسلمُ يرث الكافرَ ويمنع ورثتَه الكُفّارَ وإن قربوا وبَعُد. وكذا يرث المبتدعُ من المسلمين لأهل الحقّ ولمثله، ويرثونه على الأشهر. وقيل: يرثه المحقُّ دون العكس (٣).

﴿ ولو لم يُخلّف المسلمُ قريباً مسلماً كان ميراثُه للمعتِق، ثمّ ضامِن الجريرة، ثمّ الإمام. ولا يرثه الكافرُ بحالٍ بخلاف الكافر، فإنّ الكفّار يرثونه مع فقد الوارثِ المسلِم، وإن بعد كضامن الجريرة ويُقدَّمون على الإمام.

﴿ وإذا أسلم الكافرُ على ميراثٍ قبلَ قسمته بين الورثة حيث يكونون متعدّدين ﴿ شارَك في الإرث بحسب حاله ﴿ إن كان مساوياً لهم في المرتبة كما لو كان الكافر ابناً والورثةُ إخوته ﴿ والفرد بالإرث ﴿ إن كان أولى منهم كما لو كانوا إخوة. مسلماً كان الموروث (٤) أم كافراً، ونماء التركة كالأصل.

﴿ ولو أسلم بعد القسمة أو ﴿ كان الوارث واحداً فلا مشاركة ولو كان الوارثُ الإمامَ حيث يكون الموروث (٥) مسلماً، ففي تنزيله منزلة الوارث

__________________

(١) لم يرد « أم » في ( ش ) و ( ر ).

(٢) في ( ر ) زيادة: كان.

(٣) المقنعة: ٧٠١.

(٤) في ( ر ): المورّث.

(٥) في ( ر ): المورّث.

الواحد (١) أو اعتبار نقل التركة إلى بيت المال (٢) أو توريث المسلم مطلقاً (٣) أقوال.

ووجه الأوّل واضح، دون الثاني، والأخير مرويّ (٤).

ولو كان الوارثُ أحدَ الزوجين، فالأقوى: أنّ الزوج كالوارث المتّحد والزوجة كالمتعدّد؛ لمشاركة الإمام لها دونه وإن كان غائباً.

ولو كان الإسلام بعد قسمة البعض، ففي مشاركته في الجميع أو في الباقي أو المنع منهما، أوجُهٌ أوسطها (٥) الوسط.

﴿ والمرتدّ عن فطرة وهو الذي انعقد وأحدُ أبويه مسلم لا تقبل توبته ظاهراً وإن قُبلت باطناً على الأقوى و ﴿ تقسَّم تركته بين ورثته بعد قضاء ديونه منها إن كان عليه دين ﴿ وإن لم يُقتل بأن فات السلطان أو لم تكن يد المستوفي مبسوطة ﴿ ويرثه المسلمون لا غير لتنزيله منزلة المسلم في كثير من الأحكام كقضاء عبادته الفائتة زمن الردّة.

﴿ و المرتدّ ﴿ عن غير فطرة وهو الذي انعقد ولم يكن أحد أبويه مسلماً لا يُقتل معجَّلاً، بل ﴿ يستتاب عن الذنب الذي ارتدّ بسببه ﴿ فإن تاب،

__________________

(١) ذهب إليه الشيخ في النهاية: ٦٦٢، وابن إدريس في السرائر ٣: ٢٦٧، كما نسبه إليهما في التنقيح الرائع ٤: ١٣٣، وكشف الرموز ٢: ٤١٩.

(٢) ذهب إليه الشيخ في المبسوط ٤: ٧٩، وابن حمزة في الوسيلة: ٣٩٤، والعلّامة في الإرشاد ٢: ١٢٧.

(٣) ذهب إليه المحقّق في الشرائع ٤: ١٢، وفخر المحقّقين في الإيضاح ٤: ١٧٥.

(٤) الوسائل ١٧: ٣٨٠، الباب ٣ من أبواب موانع الإرث، الحديث الأوّل.

(٥) أي أعدلها، فإنّ الأوسط يطلق على الأعدل، كما قال الله تعالى: ( قال أوسطهم... ) [ القلم: ٢٨ ] وهو ترجيح للوسط على وجه لطيف. ( منه رحمه‌الله ).