درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۹۷: کتاب المیراث ۳۵: سهام مقدره ۲۱

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

مسئله دوازدهم: اولادِ اخوة

طبقه دوم ارث

مسئله دوازدهم

در این مسئله، از چگونگی «ارث بردن اولادِ اخوة» صحبت می کنیم. همانطور که سابقاً اشاره شد، با وجود اخوة، اولادِ اخوة ارث نمی برند (همچنین تا وقتی اولادِ اخوة وجود داشته باشند، نوبت به نوه های اخوة نمی رسد). اما در صورتی که هیچ کدام از اخوة میت، زنده نباشند، اولادِ اخوة، جانشین آباء خود می شوند. اولادِ اخوة، سهم آن کسی را می گیرند که از طریق او به میت متصل شده اند. برای واضح شدن مطلب، چند مثال می زنیم:

  • اگر میتی از دنیا رفته است و وارث او، تنها یک فرزندِ اخت ابوینی (یا ابی) میت است. حال چون سهم اختِ ابوینی (یا ابی) نصف است (بالفرض) ، فرزند او نیز همین مقدار ارث را می برد (نصف بالفرض + باقی بالقرابة و ردّ).
  • اگر میتی که از دنیا رفته است و تنها وارث او، یک فرزند از اخ ابوینی (یا ابی) باشد، در این صورت چون سهم اخ، در این صورت، تمام ارث است بالقرابة، لذا فرزند او نیز همین مقدار را ارث خواهد برد (تمام مال بالقرابة).
  • اگر میتی از دنیا رفته است و تنها وارثِ او، یک فرزند از اخ یا اخت امّی است، در این صورت، چون سهم کلالة امی واحد، یک ششم است، لذا فرزند او نیز یک ششم ارث می برد بالفرض (و مابقی مال را نیز رداً می برد).
  • اگر میتی از دنیا رفته است و تنها وارثِ او، چند فرزند از اخ و اخت های امی است، در این صورت چون سهم کلالة امی متعدد ثلث است، لذا فرزندان این ها نیز با هم ثلث مال را فرضا و ما بقی را رداً می برند.

سؤال: اگر فرزندان اخوة متعدد باشند، بین خودشان ارث را چگونه باید تقسیم کنند؟

پاسخ: فرزندان اخوة، همانند آبائشان ارث را بینشان تقسیم می کنند. یعنی همانطور که کلالة امی، مال را بالسویه در بین خود تقسیم می کنند، اولاد آن ها نیز سهمشان را باید بین خود بالسویه تقسیم کنند. یا همانطور که کلالة ابوینی یا ابی بینشان مال را بالتفاوت تقسیم می کنند، اولادشان نیز باید بالتفاوت تقسیم کنند.

۴

تطبیق مسئله دوازدهم: اولادِ اخوة

﴿ الثانية عشرة ﴾:

﴿ أولاد الإخوة يقومون مقام آبائهم عند عدمهم (آباء و امهات) (اولادِ اخوة و اخوات، می نشینند در جای پدران و مادران خودشان، البته در صورتی که آبائشان نباشند) ، ويأخذ كلّ ﴾ واحد من الأولاد ﴿ نصيبَ من يتقرّب به (اولادِ اخوة، همان سهمی را می گیرند که پدر یا مادرشان ـ اخوة میت ـ میگرفتند)(تمرین های مطلب:) فلأولاد الاُختِ المنفردةِ للأبوين أو الأبِ النصفُ تسميةً والباقي ردّاً (اولادِ اخت منفرده ـ ابوینی یا ابی ـ نصف ارث را تسمیة می برند و باقی را ردّاً) وإن كانوا ذكوراً (حتی اگر اولادِ اخوة ذکور باشند ـ چه مرد باشند چه زن، به هر حال سهم مادرشان که اخت میت است را می گیرند ـ) ، ولأولاد الأخِ للأب المنفردِ المالُ (اگر میتی از دنیا برود و تنها وارثش، اولادِ برادرش باشند، در این صورت تمام مال به این اولاد می رسد) وإن كان اُنثى قرابةً (اگرچه اولادِ این برادر، تنها یک دختر باشد. به هر حال، سهم پدرش را که همان برادر میت است می برد) ، ولولد الأخ أو الاُخت للاُمّ السدسُ (فرزند برادر یا خواهر امی، یک ششم می برد) وإن تعدّد الولد (با اینکه ممکن است این اولاد متعدد باشند ولی چون کلالة امی واحد بوده است، این ها سهم همان کلالة امی واحد را می برند ـ یک ششم ـ) ، ولأولاد الإخوة المتعدّدين لها (للامّ) الثلثُ (اولادِ اخوة امی متعدد ـ اخوة متعدد باید باشند نه اولادِ آن ها ـ، یک سوم ارث را می برند) ، والباقي (باقی مانده ثلث یا سدس) لأولاد المتقرّب بالأبوين إن وُجدوا، وإلّا فللمتقرّب بالأب (باقی مانده به اولاد ابوینی داده می شود اگر اولادِ ابوینی نبود، به اولادِ ابی داده می شود) ، وإلّا (اگر متقرب به اب یا ابوین وجود نداشت) رُدّ الباقي على ولد الأخ للاُمّ (اگر هیچ اولاد ابوینی یا ابی نبود، باقی مانده به همان اولاد امی رد می شود) ، وعلى هذا القياس باقي الأقسام (مثال های دیگر هم به همین ترتیب باید قیاس شود) .

واقتسام الأولاد مع تعدّدهم واختلافهم ذكوريّة واُنوثيّة كآبائهم (تقسیم کردن اولادِ اخوة در فرض تعدد این اولاد و اختلاف در ذکوریت و انوثیت) ﴿ فإن كانوا أولاد كلالة الاُمّ فبالسويّة ﴾ أي الذكر والاُنثى سواء ﴿ وإن كانوا أولاد كلالة الأبوين أو الأب فبالتفاوت ﴾ للذكر مثل حظّ الاُنثيين (همانگونه که در آبائشان تقسیم می کردیم، در میان آن ها نیز تقسیم می کنیم: در ابوینی و ابی، بالتفاوت و در امی بالسویه).

۵

طبقه سوم / بیان نه مسئله / مسئله اول

طبقه سوم ارث

در این طبقه، اعمام و اخوال میت و اولادِ آن ها وجود دارند.

نکته1: در این طبقه، کسی که بالفرض ارث داشته باشد وجود ندارد. لذا اساس ارث طبقه سوم، آیه «وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ»[۱]

نکته2: طبقه سوم، در صورتی ارث می برند که در طبقه دوم، شخصی وجود نداشته باشد. یعنی با فرض وجودِ اخوة و اجداد یا اولادِ اخوة، نوبت به افراد این طبقه نمی رسد (قول مشهور).

در مقابل، فضل بن شاذان می فرماید: اگر میت یک دایی داشته باشد و یک جدة امی (مادرِ مادر)[۲]، مال باید نصف شود و نصف به جدة امی و نصف به دایی داده شود.

 

بیان 9 مسئله

مسئله اول

اگر تنها وارث میت، عموی او باشد (چه ابی چه امی[۳]) تمام ارث برای اوست. هم چنین اگر تنها وارث میت، عمة او باشد، تمام ارث برای اوست. 

اگر عمو ها یا عمه ها متعدد باشند (چه ابی چه امی)[۴]، در این صورت مال بین آن ها به صورت مساوی تقسیم می شود.

اگر میت، چند عمو و عمه داشت (مختلط)[۵]، بستگی دارد: 

  • اگر همه مادری باشند: ارث بین این ها بالسویه تقسیم می شود.
  • اگر همه ابی یا ابوینی باشند: ارث بین این ها بالتفاوت تقسیم می شود. (عمو دو برابر عمه ارث می برد)

نکته: اگر قرابت اب، به تنهایی باشد (چه اعمام و چه اخوال[۶]) مثل اخوة به او حکم می شود. دو نمونه برای آن ذکر می کنند:

نمونه اول: قرابت ابی در اخوة، ارث نمی برد مگر در صورت فقدِ قرابت الابوین. در اعمام و اخوال هم همینگونه است، یعنی تا وقتی اعمام و اخوال ابوینی وجود دارند، نوبت به اعمام و اخوال ابی نمی رسد.

نمونه دوم: حکم قرابت امی و ابوینی (یا ابی) در اینجا نیز جاری است. یعنی ابتدا قرابت ام، سهم بالفرضشان را می برند و سپس ما بقی به قرابت ابی یا ابوینی داده می شود.


البته در مورد افراد این طبقه، روایاتی نیز وجود دارد.

طبق قول مشهور، باید تمام ارث به جدة امی داده شود.

عموی ابی: یعنی برادرِ ابیِ پدر میت است. / عموی امی: یعنی برادر امی پدر میت.

مثلا میت 4 عمو دارد یا 4 عمه دارد.

مثلا 3 عمو و 4 عمه داشت.

قرابت اب، چگونه در دایی و خاله صادق است؟ به این صورت که دایی و خالة، برادر یا خواهرِ ابی یا ابوینی مادرِ میت باشند.

۶

تطبیق طبقه سوم / بیان نه مسئله / مسئله اول

 ﴿ القول في ميراث الأعمام والأخوال ﴾ وأولادهم (طبقه سوم ارث)

وهم اُولوا الأرحام (منظور از اولو الارحام در آیه «وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ»، یکی از مصادیقش، همین اعمام و اخوال اند) ؛ إذ لم يرد على إرثهم في القرآن نصّ (در قرآن، در مورد ارث این ها، به خصوص ذکر نشده است) بخصوصهم وإنّما دخلوا في آية اولي الأرحام (طبقه سوم، فقط داخل در آیه اولوا الارحام اند)  وإنّما يرثون مع فقد الإخوة وبنيهم، والأجداد فصاعداً على الأشهر (طبقه سوم، در صورت فقدِ اخوة و اجداد میت و فرزندان اخوة ـ طبقه دوم ـ ارث می برند) . ونقل عن الفضل (فضل بن شاذان) أنّه لو خلّف خالاً وجدّة لاُمّ اقتسما المال نصفين (اگر میت، یک دایی دارد و یک جدة امی، مال بین این دو نصف می شود. در حالی که طبق قول مشهور، باید تمام ارث به جدة امی داده شود) .

﴿ وفيه مسائل ﴾ (9 مسئله)

الاُولى:

﴿ العمّ ﴾ المنفرد ﴿ يرث المال ﴾ أجمع (اگر تنها وارثِ میت، عموی میت باشد، تمام ارث را می برد) لأبٍ (عمویی که با پدر میت رابطه اش ابی است) كان أم لاُمّ (عمویی که با پدر میت، امی است) ﴿ وكذا العمّة ﴾ المنفردة (حکم در عمه منفرده هم همین است) .

﴿ وللأعمام * ﴾ أي العمّين فصاعداً (دو عمو به بالا) ﴿ المالُ ﴾ بينهم ﴿ بالسويّة، وكذا العمّات ﴾ مطلقاً (لابٍ کانوا ام لامٍّ ام لهما) فيهما (هم در اعمام و و هم در عمات) (علت تقسیم مساوی این است که همه یا مرد اند یا زن و مختلط نیستند) .

﴿ ولو اجتمعوا ﴾ الأعمام والعمّات ﴿ اقتسموه بالسويّة إن كانوا ﴾ جميعاً أعماماً أو عمّاتٍ ﴿ لاُمّ ﴾ (اگر عمو ها و عمه ها با هم جمع شدند و همه امی بودند، مال بینشان بالسویه تقسیم می شود) أي إخوة أب الميّت من اُمّه خاصّة ﴿ وإلّا ﴾ يكونوا لاُمّ (امی نباشند) خاصّة، بل للأبوين أو للأب ﴿ فبالتفاوت ﴾ للذكر مثل حظّ الاُنثيين.

﴿ والكلام في قرابة الأب وحده (اگر فقط قرابت اب داشت) ﴾ من الأعمام والأخوال (اخوال قرابت اب یعنی چه؟ یعنی دایی و خاله ای که با مادرِ میت رابطه ابی داشته باشند) ﴿ كما سلف في الإخوة (همانطوری است که در اخوة گذشت) ﴾: من أنّها (قرابت الاب) لا ترث إلّا مع فقد قرابة الأبوين (قرابت اب ارث نمی برد مگر با فقد قرابت ابوین) ( مع تساويهما في الدرجة، واستحقاق (عطف بر انها لا ترث) الفاضل عن حقّ قرابة الاُمّ من السدس والثلث وغير ذلك (اگر قرابت اب، در کنار قرابت ام واقع شد، ما بقی  و فاضل از ارث قرابت ام، به قرابت اب می رسد همانطور که در اخوة هم همین طور بود) .

۷

طبقه سوم ارث / مسئله دوم

طبقه سوم ارث

مسئله دوم

عموی واحد للام یا عمة واحد للام اگر با قرابت اب (عمو و عمة ابی یا ابوینی) جمع شود، عمو و عمه واحد امی، سدس می برند[۱] و ما بقی به قرابت اب می رسد. 

اما اگر عمو یا عمة امی، متعدد باشند و با قرابت اب جمع شوند، در اینصورت ثلث ارث را می برند (و بینشان باید بالسویه تقسیم شود) و ما بقی به قربت اب (یا ابوین) می رسد.

اگر قرابت ابوین یکی بود که همه مازاد را می برد و الا اگر متعدد بود و ذکر و انثی مختلط بودند، بین خودشان بالتفاوت تقسیم می کنند.


مانند قرابت ام در اخوة.

۸

تطبیق طبقه سوم ارث / مسئله دوم

﴿ الثانية ﴾:

﴿ للعمّ الواحد للاُمّ أو العمّة ﴾ الواحدة لها (عمو یا عمة واحد امی) ﴿ مع قرابة الأب (قرابت ابوین هم اگر باشد همین حکم را دارد) ﴾ أي العمّ أو العمّة للأب الشامل للأبوين وللأب وحده (هم شامل ابی می شود و هم شامل ابوینی) ﴿ السدس (عمو یا عمه واحد امی، یک ششم ارث را می برد) وللزائد ﴾ عن الواحد مطلقاً (چه ذکور، چه اناث چه مختلف) (اگر عمو یا عمه امی، متعدد بودند) ﴿ الثلث (یک سوم ارث را می برند) ﴾ بالسويّة (بینشان بالسویه تقسیم می شود) كما في الإخوة ﴿ والباقي (مازاد از سدس و ثلث) ﴾ عن السدس والثلث من المال ﴿ لقرابة الأب ﴾ والاُمّ أو الأب مع فقده (ابوین) ﴿ وإن (وصلیه) كان ﴾ قرابةُ الأب ﴿ واحداً (حتی اگر قرابت اب، یک نفر بیشتر نباشد) ﴾ ذكراً أو اُنثى. ثمّ إن تعدّد (ابوینی یا ابی) واختلف بالذكورة والاُنوثة فللذكر مثل حظّ الاُنثيين كما مرّ.

﴿ الثانية عشرة :

﴿ أولاد الإخوة يقومون مقام آبائهم عند عدمهم، ويأخذ كلّ واحد من الأولاد ﴿ نصيبَ من يتقرّب به فلأولاد الاُختِ المنفردةِ للأبوين أو الأبِ النصفُ تسميةً والباقي ردّاً وإن كانوا ذكوراً، ولأولاد الأخِ للأب المنفردِ المالُ وإن كان اُنثى قرابةً، ولولد الأخ أو الاُخت للاُمّ السدسُ وإن تعدّد الولد، ولأولاد الإخوة المتعدّدين لها الثلثُ، والباقي لأولاد المتقرّب بالأبوين إن وُجدوا، وإلّا فللمتقرّب بالأب، وإلّا رُدّ الباقي على ولد الأخ للاُمّ، وعلى هذا القياس باقي الأقسام.

واقتسام الأولاد مع تعدّدهم واختلافهم ذكوريّة واُنوثيّة كآبائهم ﴿ فإن كانوا أولاد كلالة الاُمّ فبالسويّة أي الذكر والاُنثى سواء ﴿ وإن كانوا أولاد كلالة الأبوين أو الأب فبالتفاوت للذكر مثل حظّ الاُنثيين.

 ﴿ القول في ميراث الأعمام والأخوال وأولادهم

وهم اُولوا الأرحام؛ إذ لم يرد على إرثهم في القرآن نصّ بخصوصهم وإنّما دخلوا في آية اولي الأرحام (١) وإنّما يرثون مع فقد الإخوة وبنيهم، والأجداد فصاعداً على الأشهر. ونقل عن الفضل أنّه لو خلّف خالاً وجدّة لاُمّ اقتسما المال نصفين (٢).

﴿ وفيه مسائل

الاُولى:

﴿ العمّ المنفرد ﴿ يرث المال أجمع لأبٍ كان أم لاُمّ ﴿ وكذا العمّة المنفردة.

﴿ وللأعمام * أي العمّين فصاعداً ﴿ المالُ بينهم ﴿ بالسويّة، وكذا العمّات مطلقاً (٣) فيهما (٤).

﴿ ولو اجتمعوا الأعمام والعمّات ﴿ اقتسموه بالسويّة إن كانوا جميعاً

__________________

(١) الأنفال: ٧٥، والأحزاب: ٦.

(٢) نقله الصدوق في الفقيه ٤: ٢٩٢ ـ ٢٩٣.

(*) في ( ق ) و ( س ): الأعمام.

(٣) لأب أو لاُمّ.

(٤) أي في الأعمام والعمّات.

أعماماً أو عمّاتٍ ﴿ لاُمّ أي إخوة أب الميّت من اُمّه خاصّة ﴿ وإلّا يكونوا لاُمّ خاصّة، بل للأبوين أو للأب ﴿ فبالتفاوت للذكر مثل حظّ الاُنثيين.

﴿ والكلام في قرابة الأب وحده من الأعمام والأخوال ﴿ كما سلف في الإخوة : من أنّها لا ترث إلّا مع فقد قرابة الأبوين مع تساويهما في الدرجة، واستحقاق الفاضل عن حقّ قرابة الاُمّ من السدس والثلث وغير ذلك.

﴿ الثانية :

﴿ للعمّ الواحد للاُمّ أو العمّة الواحدة لها ﴿ مع قرابة الأب أي العمّ أو العمّة للأب الشامل للأبوين وللأب وحده ﴿ السدس، وللزائد عن الواحد مطلقاً (١) ﴿ الثلث بالسويّة كما في الإخوة ﴿ والباقي عن السدس والثلث من المال ﴿ لقرابة الأب والاُمّ أو الأب مع فقده (٢) ﴿ وإن كان قرابةُ الأب ﴿ واحداً ذكراً أو (٣) اُنثى. ثمّ إن تعدّد واختلف بالذكورة والاُنوثة فللذكر مثل حظّ الاُنثيين كما مرّ.

﴿ الثالثة :

﴿ للخال أو الخالة أو هما أو الأخوال أو الخالات ﴿ مع الانفراد المالُ بالسويّة لأبٍ كانوا أم لاُمّ أم لهما.

﴿ ولو اجتمعوا و ﴿ تفرّقوا بأن خلّف خالاً لأبيه أي أخا اُمّه لأبيها،

__________________

(١) ذكوراً وإناثاً أو بالتفريق.

(٢) أي فقد قرابة الأب والاُمّ.

(٣) في ( ع ) و ( ف ) بدل « أو »: و.