مقدمه: بحث در لقطة مال بود. لقطه مال دو صورت دارد:
- لقطة ای که در حرم پیدا می شود: بحث آن تمام شد.
- لقطة ای که در غیر حرم پیدا می شود: بحثی که الآن وارد آن می شویم.
لقطة غیر حرم
آن چیزی که خارج از حرم یافت می شود، دو صورت دارد:
1) کمتر از یک درهم باشد (اگر از جنس دیگری است باید قیمت آن کمتر از یک درهم باشد): در این صورت، بدون اینکه نیاز باشد یابنده تعریف کند (دنبال صاحب بگردد) می تواند مال را تملک کند. البته در صورتی که بعدا مالک آن پیدا شود، حکم دیگری دارد که بعدا بیان خواهد شد.
نکته: این حکم، در صورتی است که انسان، صاحب مال را نمی شناسد. اما اگر صاحب مال را می شناخت، دیگر تملک جایز نیست.
نکته: اگر تملک کرد و بعدا معلوم شد که مالک چه کسی است، دو صورت متصور است:
الف) اگر عین مال همچنان باقی است: باید همان راه به مالک بدهد.
ب) اگر عین مال تلف شده است: دو قول است:
- ضمان ندارد: تصرفی که ملتقط مرتکب شده است، بعد از تملک و به اذن شارع بوده است.
- ضمان دارد: اگرچه اصل تملک و تصرف در آن به اذن شارع بوده است، اما «باذن شارع بودن» با «ضمان داشتن» تنافی ندارد.[۱]
2) به اندازه یک درهم و یا بیشتر از یک درهم باشد[۲]: باید ابتدا یکسال آن مال را «تعریف» کند. بعد از تعریف یکسال، اگر صاحب آن پیدا نشد، می تواند یکی از سه کار زیر را انجام دهد:
الف) مال را صدقة بدهد (به کسی که استحقاق زکات دارد).
ب) مال را تملک کند (خود ملتقط آن را برای خود بردارد)
ج) امانت پیش خود نگه دارد تا وقتی که صاحب آن پیدا شود.
ویژگی های تعریف حول
سؤال1: ویژگی های «تعریف حول» از نظر شرعی چیست؟
پاسخ: چند ویژگی در آن وجود دارد:
- تعریف باید بلافاصله بعد از التقاط شروع شود (تاخیر جایز نیست)
- باید تعریف به نحوی باشد که «متتابع» محسوب شود، به گونه ای که شنونده، بفهمد که اعلام لاحق، تکرار اعلام سابق است.[۳]برخی برای این مساله ملاکی قرار داده اند (بعدا شهید به آن اشاره می کنند. مثلا گفته اند هفته اول، روزی یکبار برود و از هفته دوم، هفته ای یکبار برود. و بعد از آن ماهی یکبار اعلام کند و ...)
- اگر مالی در قم پیدا شد، نمی توان آن را در تهران تعریف کرد. بلکه باید در همان محل التقاط، تعریف کرد (البته در صورتی که ممکن است. اما اگر ممکن نبود، مثلا شخصی النگویی را در بیابان پیدا کرده بود، دیگر تعریف در بیابان معنی ندارد، لذا می تواند تعریف را در شهر خودش انجام دهد)
سؤال2: اگر ملتقط، در شهری مسافر است و در آن مالی را پیدا می کند. حال می خواهد به شهر خود بازگردد، تکلیف آن مال چیست؟
پاسخ: اگر استنابه ممکن است، بهترین راه استنابه است. یعنی باید شخص عادلی را که بتوان حرف او را پذیرفت پیدا می کنیم و مال را به او میدهیم که تعریف کند. اما اگر استنابه ممکن نبود، باید ابتدا در محل التقاط تعریف کند (به گونه ای که خبر پخش شود) و بعد به محل خود برگردد و تعریف را در محل زندگی خود انجام دهد.
سؤال3: اگر تعریف را، از زمان التقاط به تاخیر بیندازد، حکم چیست؟
پاسخ: اگر عمدا تعریف را به تاخیر بیندازد، مرتکب معصیت شده است ولی احکام لقطة از همان ابتدا بار می شود. یعنی اگر مالی را التقاط کرد ولی دو ماه آن را کنار گذاشت، باید شروع به تعریف کند و یکسال او از همان لحظه شروع تعریف آغاز می شود و بعد از یکسال تعریف هم همان سه انتخاب را دارد.
نکته: در اصل التقاط، مطلقا نائب گرفتن جایز است. البته شرط است که نائب یا عدالت داشته باشد و یا ملتقط اطلاع داشته باشد که تعریف معتبر شرعی توسط نائب انجام می شود (اخبار فاسق معتبر نیست).