مقدمه: یکی از شرایطی که برای احیاء مملّک بیان شد «انتفاء کونه حریما لعامر» بود. یعنی اگر قرار است کسی، زمین مواتی را احیاء کند و به تبع، مالک آن زمین شود، شرطش این است که این زمین موات، حریمِ زمین آباد دیگری نباشد. زیرا اگر حریم زمین دیگری باشد، صاحب آن زمین، نسبت به حریم حق پیدا می کند و لذا شخص دیگری حق احیاء آن را ندارد.
بحث جدید: حال میخواهیم بحث حریم و اینکه حریم مکان های مختلف به چه صورت است را مطرح کنیم:
مورد اول: حریم چشمه
حریم چشمه، دو صورت دارد:
- زمین اطراف چشمه سُست باشد: هزار زارع است از همه اطراف (یعنی دایره ای به شعاع هزار زراع، چشمه حریم دارد).
- زمین اطراف چشمه سِفت باشد: پانصد زراع است از همه اطراف.[۱]
سؤال: معنای حریم چشمه (در زمین سست و سخت) چیست؟
پاسخ: معنای حریم 1000 ذراعی یا 500 ذراعی چشمه، این نیست که هیچ کس حق ندارد در آن محدوده بنایی بسازد یا درختی غرس کند و یا زراعت کند و... این موارد هیچ کدام اشکالی ندارد. بلکه منظور این است که هیچ کس در این محدوده، حق استخراج چشمه دیگری را ندارد.
نکته1: اینکه گفته شد در زمین سست 1000 ذراع و در زمین سفت 500 ذراع، قول مشهور است و روایت مشهوری نیز بر آن دلالت می کند.
نکته استاد: البته روایتی که آقایون به آن استناد کرده اند و در پاورقی کتاب هم به آن آدرس داده است، مربوط به بئر می باشد. متن روایت این است: «عَنْ عُقْبَةَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: يَكُونُ بَيْنَ اَلْبِئْرَيْنِ إِذَا كَانَتْ أَرْضاً صُلْبَةً خَمْسُ مِائَةِ ذِرَاعٍ وَ إِنْ كَانَتْ (أَرْضاً) رِخْوَةً فَأَلْفُ ذِرَاعٍ.» پس این روایت مخصوص حکم چاه است.
البته نسبت به عین هم روایت وجود دارد ولی بحث رخوه و صلبة را مستقیما بیان نکرده است:
روایت اول: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ: مَا بَيْنَ بِئْرِ اَلْمَعْطِنِ إِلَى بِئْرِ اَلْمَعْطِنِ أَرْبَعُونَ ذِرَاعاً وَ مَا بَيْنَ بِئْرِ اَلنَّاضِحِ إِلَى بِئْرِ اَلنَّاضِحِ سِتُّونَ ذِرَاعاً وَ مَا بَيْنَ اَلْعَيْنِ إِلَى اَلْعَيْنِ يَعْنِي اَلْقَنَاةَ خَمْسُمِائَةِ ذِرَاعٍ وَ اَلطَّرِيقُ يَتَشَاحُّ عَلَيْهِ أَهْلُهُ فَحَدُّهُ سَبْعَةُ أَذْرُعٍ.»
روایت دوم: عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْمٍ ... وَ قَالَ يَكُونُ بَيْنَ اَلْعَيْنَيْنِ أَلْفُ ذِرَاعٍ .»
لذا باید الف ذراع را حمل بر زمین رخوة کرد و خمسمائة ذراع را حمل بر زمین صلبة.
نکته2: در این مساله، قول دیگری نیز وجود دارد. مرحوم ابن جنید بدون تعیین مقدار خاصی، فرموده اند: حریم چشمه، آن مقداری است که ضرر از صاحب چشمه اول منتفی شود.[۲]مرحوم علامه هم به همین قول ابن جنید تمایل پیدا کرده اند و فرموده اند قول خوبی است. مرحوم علامه به سه بیان کلام ابن جنید را پذیرفته اند:
- اولا: روایتی که دلالت بر 1000 ذراع و 500 ذراع دارد، ضعیف السند است. (استاد: البته آقایون علما به این اشکال جواب داده اند که ضعف سند، با عمل اصحاب جبران می شود)
- ثانیا: اساساً حریم قرار دادن برای اماکن مختلف، به جهت انتفاء ضرر از صاحب چشمه است. حال اگر حکمت این حکم این باشد، دیگر مقدار تعیین کردن (1000 ذراع و 500 ذراع) معنی ندارد.
- ثالثا: دلیل عام برا جواز احیاء وجود دارد. روایت می فرماید: «من احیا ارضا میتة فهی له». خب حالا اگر کسی بیاید در کمتر از 500 ذراع زمین میتة ای را احیا کند، قاعده عام می گوید اشکال ندارد الا ما خرج بالدلیل القطعی. دلیل قطعی هم آنجایی است که صاحب چشمه اول متضرر بشود.
نکته3: آنچه در حریم چشمه بیان شد (علی اختلاف الاقوال بین مشهور و ابن جنید) فرقی نمی کند که این چشمه ملک شخص معینی باشد و یا مشترک بین مسلمین باشد.
سؤال: ملاک «سست» یا «سخت» بودن یک زمین چیست؟
پاسخ: دلیل و بیان شرعی برای تعیین سستی و سختی زمین نداریم.[۳]لذا باید به معنای عرفی مراجعه شود: اگر عرف بگوید فلان زمین سست است حکم سست را بر آن بار می کنیم و اگر بگوید سفت است، حکم سفت را بر آن بار می کنیم.