درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۳۵: کتاب الصید و الذباحة ۲: فی آلة الصید ۲

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

تسمیة

مقدمه

در جلسه قبل بیان شد که: جایز است به واسطه آلات مختلف صید، بر حیوان «اثبات ید» پیدا کرد. ولی باید توجه داشت که: تا وقتی که حیوان ذبح نشود، قابل اکل نیست. لذا باید حیوان را حیّاً شکار کند و تا زنده است «ذبح» کند.

البته یک مورد از این حکم استثنا شده است و آن اینکه: اگر وسیله صید، «کلب معلَّم» باشد، دیگر حیوانی که توسط او کشته می شود، نیازی به ذبح ندارد و گوشت آن قابل اکل است. 

همچنین بیان شد که کلب معلّم باید سه ویژگی داشته باشد: 1) وقتی صاحبش او را به دنبال صید فرستاد برود. /2) وقتی صاحبش او را از رفتن منع کرد، نرود. / 3) عادت به اکل صید نداشته باشد.[۱]

 

بحث جدید

حال برای حلّیت صید توسط کلب معلم، علاوه بر موارد بالا، امور دیگری نیز باید باشند که عبارتند از:

 

مورد اول: تسمیة

ذکر نام خدواند متعال هنگام ارسال کلب برای شکار، لازم است.

ذکر نام خداوند مصادیق متعددی می تواند داشته باشد که فردِ اعلای آن «بسم الله الرحمن الرحیم» است (همانطور که هنگام ذبح لازم است، در ارسال کلب معلم نیز لازم است). 

نکته1: تسمیه، باید از جانب «مُرسِل» باشد. یعنی جایز نیست که یک نفر سگ را بفرستد دنبال شکار و نفر دیگری «بسم الله الرحمن الرحیم» بگوید.

نکته2: زمان گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم»، هنگام ارسال است.

سؤال: اگر گفتن «بسم الله الرحمن الرحیم» ترک شود، حکم چیست؟

پاسخ: بستگی به نوع ترک دارد:

  • ترک عمدی تسمیة عند الارسال: اکل چنین صیدی حرام است (حیوان صید شده، حکم میتة را دارد)
  • ترک نسیانی تسمیة عند الارسال: دو حالت دارد:

الف) اگر قبل از اصابة (قبل از رسیدن سگ به طعمه) و یا مقارن با آن یادش بیاید: باید «بسم الله الرحمن الرحیم» را بگوید.

ب) اگر قبل از اصابة (قبل از رسیدن سگ به طعمه) و یا مقارن با آن یادش نیاید: صید حلال است و ترک تسمیه مانعی ایجاد نمی کند.

  • ترک جهلی تسمیة عند الارسال[۲]: دو وجه مطرح شده است:

الف) ملحق شود به صورت ترک عمدی: صید در حکم میته است و اکل آن حرام است. زیرا جاهل، عامد محسوب می شود. یعنی به هر حال، سهوی از جانب او اتفاق نیوفتاده است.

ب) ملحق شود به صورت ترک نسیانی: صید طاهر است و اکل آن جایز است. زیرا در بعضی از روایات داریم که «الناس فی سعة حتی یعلموا...»[۳][۴]. جاهل هم چون در سعة است، همانند ناسی محسوب می شود و صید او صحیح است.


در صورتی که این سه ویژگی مکرّر در آن سگ رخ دهد به گونه ای که عرف به آن کلب معلم بگوید، می توان به واسطه آن شکار انجام داد.

یعنی اصلا نمی داند که حکم این است که باید هنگام ارسال «بسم الله الرحمن الرحیم» گفته شود.

مردم در سعة و وسعت هستند تا وقتی که بدانند. یعنی تا وقتی که در جهل هستند، در سعة می باشند.

البته ایشان نقل به معنی کرده اند. تعبیر روایت این است: هم فی سعة حتی یعلموا 

۴

تطبیق تسمیة

﴿ ويجب ﴾ مع ذلك (واجب است علاوه بر معلم بودن کلب) ـ بمعنى الاشتراط (اگر گفته می شود بسم الله گفتن واجب است، معنی اش وجوب تکلیفی نیست ـ که اگر نگویی گناه کرده ای ـ بلکه منظور این است که اگر نگویی، خوردن آن حیوان صید شده جایز نیست. پس منظور از وجوب، وجوب اشتراطی است. یعنی شرط حلیت صید، بسم الله گفتن است) ـ اُمور:

(شرط اول:) ﴿ التسمية ﴾ لله تعالى من المرسِل (کسی که کلب معلم را به سمت صید می فرستد) (فرد اعلای تسمیه، بسم الله الرحمن الرحیم است. البته موارد دیگری نیز دارد مثل: سبحان الله، الله اکبر و ... که بحث آن خواهد آمد) ﴿ عند إرساله ﴾ (هنگام ارسال باید بسم الله بگوید) الكلبَ المعلَّم (هنگامی که مرسل، کلب معلم را ارسال می کند)، (سؤال: اگر بسم الله ترک شود، تکلیف چیست؟ پاسخ: ترک، سه صورت دارد:) فلو تركها عمداً حرم (صورت اول: اگر ترک تسمیه عمدا باشد، اکل صید حرام است ـ نفس ترک تسمیه حرام نیست! بلکه اکل آن صید چون در حکم میته است حرام است ـ)  ، (صورت دوم:) ولو كان (ترک تسمیه) نسياناً حلّ (اگر ترک تسمیه نسیانا باشد، صید حلال است.) إن لم يذكر قبل الإصابة (البته به شرط اینکه قبل از اصابة ـ قبل از رسیدن سگ به شکار ـ یادش نیاید)، وإلّا (اگر قبل از اصابة یادش بیاید که بسم الله نگفته است) اشترط استدراكها عند الذكر ولو مقارنة لها (باید جبران کند و بسم الله را بگوید حتی اگر مقارن با اصابه باشد) (اگر بعد از اصابه بسم الله یادش بیاید دیگر فایده ای ندارد و صید حلال است) . و (صورت سوم:) لو تركها جهلاً بوجوبها (متعلق به جهلا) (اگر ترک کند تسمیه را به جهت اینکه جهل به وجوب تسمیه دارد) ، ففي إلحاقه بالعامد أو الناسي، وجهان (آیا ملحق به عامد می شود که به تبع بگویید صید حرام است و یا اینکه ملحق کنیم به ناسی و بگوییم صید حلال است، وجهان) : (وجه الحاق به عامد:) من أنّه عامد (اگر کسی از روی جهل دارد کاری را انجام میدهد، کار را سهوا انجام نمی دهد! توجه دارد و دارد عمدا انجام می دهد) ، و (وجه الحاق به ناسی:) من أنّ الناس في سعة ممّا لم يعلموا (مردم نسبت به آنچه نمی دانند در سعه هستند) (در متن روایات شبیه به این تعبیر هست ولی دقیقا این تعبیر نیست. تعبیر روایات این است: هم فی سعة حتی یعلموا) وألحقه المصنّف في بعض فوائده بالناسي (جناب مصنف در کتاب القواعد و الفوائد، جاهل را به ناسی ملحق کرده اند) .

۵

ترک عمدی تسمیه و تدارک آن قبل از اصابة

سؤال: اگر کسی عمداً، گفتن «بسم الله» را عند الارسال ترک کند، ولی قبل از اصابة، آن را تدارک کند، تکلیف چیست؟

پاسخ: دو قول وجود دارد:

 

نظر شهید ثانی: تدارک «بسم الله» قبل از اصابه کافی است. زیرا: 

اولا: ادله شامل آن ما نحن فیه هم می شود:

  • «وَلا تَأكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللهِ عَلَيْهِ»: اینجا هم اسم الله گفته شده است پس می توان از آن اکل کرد.
  • «فَكُلُوا مِمَّا أمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللهِ»: در این مورد هم ذکر نام خداوند شده است.
  • امام صادق عليه‌السلام فرمودند: «كُل ما قتله الكلب إذا سمّيت» اینجا هم از مواردی است که تسمیه به کار رفته است.

ثانیا: اصلا دلیل محکمی بر اینکه حتما باید «عند الارسال» بسم الله گفته شود نداریم! اصلا چه بسا هرچه زمان به اصابه نزدیک تر باشد بهتر است! همانطور که هنگام ذبح، یک لحظه قبل از بریدن سر «بسم الله» (نزدیک ترین زمان به اذهاب روح) می گوییم در اینجا هم باید نزدیک ترین زمان به اصابه بسم الله گفته شود (قیاسا به بحث ذبح شرعی).

 

نظر برخی: تدارک قبل از اصابه کافی و جایز نیست. زیرا:

اولا: برخی از اخبار دلالت دارند بر اینکه محل تسمیة، هنگام ارسال است. روایت (در کتاب نیامده): «عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ اَلْحَذَّاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنِ اَلرَّجُلِ يَسْرَحُ ـ فرستاد ـ كَلْبَهُ اَلْمُعَلَّمَ وَ يُسَمِّي إِذَا سَرَحَهُ قَالَ يَأْكُلُ مِمَّا أَمْسَكَ عَلَيْهِ فَإِذَا أَدْرَكَهُ قَبْلَ قَتْلِهِ ذَكَّاهُ وَ إِنْ وَجَدَ مَعَهُ كَلْباً غَيْرَ مُعَلَّمٍ فَلاَ يَأْكُلُ مِنْهُ اَلْحَدِيثَ»

اشکال استاد: آیا از این روایت استفاده می شود که حتما زمان ارسال باید «بسم الله» بسم الله گفته شود؟! تصریحی در این باره در روایت وجود ندارد. اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند.

ثانیا: اگر «عند الارسال» بسم الله گفته شود، اجماع بر جواز اکل داریم. اما اگر «بعد از ارسال» بسم الله گفته شود، اجماعی در کار نیست و مشکوک می شود و نمی توان حلیت آن را حساب کرد.

اشکال استاد: دلیل دوم هم دلیل خوبی نیست! صرف اینکه اجماع بر مسئله ای وجود ندارد، دلیل بر کنار گذاشتن آن نمی شود. شهید ثانی برای اثبات مدعایشان به دو آیه و یک روایت تمسک کردند! همین برای اثبات مدعای ایشان کافی است و دیگر نیازی به اجماع نیست.

 

نکته1: تسمیه باید توسط مرسل گفته شود. لذا اگر مرسل سگ را بفرستد و دیگری بسم الله بگوید صحیح نیست.

نکته2: اگر دو سگ، با یکدیگر در قتل صیدی شریک شوند، مرسل هر دو کلب باید بسم الله بگویند. لذا اگر یکی از دو مرسل بسم الله را ترک کند و یا یکی از دو کلب، مرسل نباشد (خودش به دنبال شکاری برود) یا اینکه یکی از دو کلب غیر معلم باشد، در این صورت صید حلال نیست و در حکم میته است.

۶

تطبیق ترک عمدی تسمیه و تدارک آن قبل از اصابة

ولو تعمّد تركها (اگر مرسل، به صورت عمدی ترک کند تسمیه را) عند الإرسال (موقع ارسال ترک تسمیه کند) ثمّ استدركها قبلَ الإصابة (قبل از اصابه جبران کند)، ففي الإجزاء قولان (دو قول داریم که آیا مجزی هست یا نه) (قول اول:) أقربهما الإجزاء (اقرب این است که مجزی است)؛ (شهید ثانی ادله ای را می آورند تا ثابت کنند حتما لازم نیست که تسمیه عند الارسال باشد:) (دلیل اول:) لتناول الأدلّة له (ادله شامل صورت استدراک قبل ازا اصابه هم می شود) مثل (اول:) ( وَلا تَأكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللهِ عَلَيْهِ ) (آنچیزی که اسم خداوند بر آن برده نشده است را نخورید! خب در ما نحن فیه که اسم الله برده شده است) (دوم:)( فَكُلُوا مِمَّا أمْسَكْنَ (بخورید از آنچه سگ های شکاری گرفته اند) عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللهِ ) (نگفته است که نام خداوند را کی ببرید! بعد از ارسال را هم شامل می شود)  و (سوم:) قول الصادق عليه‌السلام: « كُل ما قتله الكلب إذا سمّيت » (بخور آنچیزی را که کلب صید کرده است وقتی بسم الله گفتی) و (دلیل دوم:) لأنّه (تسمیه بعد از ارسال و قبل از اصابه) أقرب إلى الفعل المعتبر في الذكاة (فعل معتبر در ذکاة  ـ چه ذبح، چه صیدـ ازهاق روح است به نحو خاص.) (چه گونه در ذبح، بسم الله را هنگام ذبح می گوییم؟ در اینجا هم اگر بسم الله قبل از اصابه گفته شود بهتر است تا هنگام ارسال گفته شود) فكان أولى (اجزاء استدراک قبل از اصابه اولی است نسبت به تسمیه عند الارسال) .

و (قول دوم:) وجه المنع (اسدراک تسمیه بعد از ارسال مجزی نیست): (دلیل اول:) دلالة بعض الأخبار على أنّ محلّها الإرسال (بعضی از اخبار دلالت دارند بر اینکه محل آن ارسال است) (استاد: روایتی که خوانده شد، دلالتی بر معنایی که این ها اراده کرده اند نمی کند زیرا سؤال در مورد صیدی است که عند الارسال تسمیه اش گفته شده است و این به معنای این نیست که تسمیه بعد از ارسال مجزی نیست)  و (دلیل دوم:) لأنّه إجماعيٌّ، وغيره مشكوك فيه (استاد: این دلیل هم به درد نمی خورد زیرا شهید ثانی به دو آیه و روایت تمسک کردند لذا نیازی به اجماع نیست اصلا) .

و (نکته1:) لا عبرة بتسمية غير المرسِل (غیر مرسل اگر بسم الله بگوید فایده ای ندارد) .

و (نکته 2:) لو اشترك في قتله كلبان معلَّمان (اگر در قتل صید، دو کلب معلم مشترک باشند) اعتبر تسمية مرسليهما (حتما باید هر دو مرسل، بسم الله گفته باشند)، فلو تركها أحدهما (اگر یکی ترک تسمیه کند) أو كان أحد الكلبين غيرَ مُرسَل (یا اینکه یکی از دو کلب توسط صاحبش فرستاده نشود) ، أو غيرَ معلَّم (یکی از سگ ها، کلب هراش و ولگرد باشد) لم يحلّ (حلال نیست).

۷

پاسخ به چند پرسش در مورد تسمیة

سؤال1: در «تسمیة» چه عبارتی شرط است؟ (چه چیز هایی می توان گفت؟)[۱]

پاسخ: در تسمیه باید «ذکر الله مقترنا بالتعظیم» باشد. یعنی نام خداوند در حالی که همراه با تعظیم است ذکر شود. 

سؤال2: «اقتران بالتعظیم» از کجا آمده است؟ در آیاتی که قبلا خواندیم صرفا گفته شد باید اسم خداوند برده شود[۲]و گفته نشد که باید اسم خداوند مقترن به تعظیم باشد. 

پاسخ: همین که گفته می شود «ذکر الله»، از همین عبارت «اقتران به تعظیم» هم برداشت می شود. یعنی ذکر خداوند اگر بدون تعظیم باشد، دیگر ذکر خدا بودن بر آن صدق نمیکند. مثل تسبیحات اربعة «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر» که اگر یکی از این ها گفته شود «تسمیه» صدق می کند. پس اگر صرفا گفته شود «الله» کافی نیست. (گرچه احتمال دارد که بگوییم کافی است زیرا به هر حال صدق ذکر می کند[۳])

سؤال3: اگر کسی دعا کند و مثلا بگوید «اللهم اغفر لی» یا «اللهم ارحم لی» یا «اللهم صل علی محمد و آل محمد» آیا این موارد کفایت می کند یا نمی کند؟ 

پاسخ: در اینجا دو قول است ولی اقرب این است که این موارد نیز مجزی می باشند (ذکر الله در این موارد نیز صادق است) 

سؤال4: آیا لازم است که ذکر خداوند به صورت عربی بیان شود؟ یا اینکه به زبان های دیگر نیز جایز است؟

پاسخ: در اینجا نیز دو نظر مطرح است:

  • صدق ذکر می کند (برای صدق ذکر، نیازی به عربی بودن نیست)
  • صدق ذکر نمی کند زیرا در آیات و روایات تعبیر به «اسم الله» شد. پس معلوم است که مراد نام «الله» است. [۴]

نظر شهید ثانی: به زبان های دیگر هم اگر گفته شود مجزی است زیرا در آیه مراد، ذات خداوند متعال است نه فقط «الله». لذا اگر از اسماء دیگر خداوند هم استفاده شود باز اشکالی ندارد (الرحیم، الرحمن و...).


این بحث عام است و شامل تمام موارد از جمله: تسمیه عند ذبح حیوان، تسمیه عند ارسال کلب، تسمیه عند ارسال تیر و شکار و...

 وَلا تَأكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللهِ عَلَيْهِ 

مرحوم علامه قاطعانه فرموده اند که «الله» به تنهایی نیز کفایت می کند.

در واقع اصل دعوا بر سر این است که آیه که می گوید «اسم الله» منظور اسم الله است یا مراد ذات خداوند است ولو به عربی نباشد.

۸

تطبیق پاسخ به چند پرسش در مورد تسمیة

والمعتبر من التسمية هنا (آنچه در تسمیه معتبر است هم در اینجا) وفي إرسال السهم (جایی که می خواهد تیر پرتاب کند به سمت شکار) والذبح والنحر (برای شتر) ذكر الله المقترن بالتعظيم (ذکر نام خداوند متعال که مقترن به تعظیم باشد)؛ لأنّه (ذکر مقترن به تعظیم) المفهوم منه (ذکر الله) ، كأحد التسبيحات الأربع. وفي «اللّهمّ اغفر لي وارحمني » أو « صلّ على محمّد وآله » قولان (در این دو ذکر، دو نظر مطرح است) أقربهما الإجزاء (به نظر شهید ثانی کفایت می کند زیرا این ها هم ذکر الله اند). دون ذكر الله مجرّداً (مجرد از تعظیم). مع احتماله (احتمال دارد که بگوییم ذکر خداوند به تنهایی و بدون تعظیم کفایت می کند) ؛ لصدق الذكر، وبه قطع الفاضل .

وفي اشتراط وقوعه بالعربيّة قولان (آیا لازم است که این ذکر الله حتما به عربی باشد؟)  من صدق الذكر (غیر عربی هم کافی است چون صدق ذکر دارد) ، وتصريح القرآن باسم « الله » العربي (یعنی لفظ الله ملاک است). والأقوى الإجزاء (به نظر شهید ثانی غیر عربی هم مجزی است)؛ لأنّ المراد من « الله تعالى » في الآية الذات، لا الاسم (مراد از الله در آیه ذات خداوند است و نه اسم او). وعليه (مردا از آیه ذات است یا اسم؟) يتفرّع ذكر الله تعالى بأسمائه المختصّة به غير « الله » (اگر کسی از اسماء مختصه خداوند غیر از الله استفاده کند، جایز است یا نه؟) فعلى الأوّل يُجزئ (اگر مراد ذات خداوند باشد جایز است) ؛ لصدق الذكر، دون الثاني (اگر مراد اسم خداوند باشد دیگر جایز نیست) . ولكن هذا ممّا لم ينبّهوا عليه (این مساله، از مسائلی است که فقها نسبت به آن توجهی ندارند) .

﴿ ويجب مع ذلك ـ بمعنى الاشتراط ـ اُمور:

﴿ التسمية لله تعالى من المرسِل ﴿ عند إرساله الكلبَ المعلَّم، فلو تركها عمداً حرم، ولو كان نسياناً حلّ إن لم يذكر قبل الإصابة، وإلّا اشترط استدراكها عند الذكر ولو مقارنة لها. ولو تركها جهلاً بوجوبها، ففي إلحاقه بالعامد أو الناسي، وجهان: من أنّه عامد، ومن أنّ الناس في سعة ممّا لم يعلموا (١) وألحقه المصنّف في بعض فوائده بالناسي (٢).

ولو تعمّد تركها عند الإرسال ثمّ استدركها قبلَ الإصابة، ففي الإجزاء قولان (٣) أقربهما الإجزاء؛ لتناول الأدلّة له مثل ( وَلا تَأكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللهِ عَلَيْهِ )(٤)( فَكُلُوا مِمَّا أمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللهِ )(٥) وقول الصادق عليه‌السلام: « كُل ما قتله الكلب إذا سمّيت » (٦) ولأنّه أقرب إلى الفعل المعتبر في الذكاة فكان أولى.

__________________

(١) المستدرك ١٨: ٢٠، الباب ١٢ من أبواب مقدّمات الحدود، الحديث ٤.

(٢) اُنظر القواعد والفوائد ١: ١٩٥.

(٣) القول بالإجزاء للعلّامة في القواعد ٣: ٣١٢ ـ ٣١٣، والتحرير ٤: ٦٠٧، الرقم ٦٢٠٨، والشهيد في الدروس ٢: ٣٩٥. وأمّا القول بعدم الإجزاء فلم نعثر على المصرّح به. نعم، هو ظاهر كلّ من قيّد التسمية بكونها « عند الإرسال » مثل المحقّق في الشرائع ٣: ٢٠٠، والمختصر النافع: ٢٤٨، كما قاله في الرياض ١٢: ٥٢.

(٤) الأنعام: ١٢١.

(٥) المائدة: ٤.

(٦) الوسائل ١٦: ٢١٠، الباب ٢ من أبواب الصيد، الحديث ٨.

ووجه المنع: دلالة بعض الأخبار على أنّ محلّها الإرسال (١) ولأنّه إجماعيٌّ، وغيره مشكوك فيه.

ولا عبرة بتسمية غير المرسِل.

ولو اشترك في قتله كلبان معلَّمان اعتبر تسمية مرسليهما، فلو تركها أحدهما أو كان أحد الكلبين غيرَ مُرسَل، أو غيرَ معلَّم لم يحلّ.

والمعتبر من التسمية هنا وفي إرسال السهم والذبح والنحر ذكر الله المقترن بالتعظيم؛ لأنّه المفهوم منه، كأحد التسبيحات الأربع. وفي «اللّهمّ اغفر لي وارحمني » أو « صلّ على محمّد وآله » قولان (٢) أقربهما الإجزاء. دون ذكر الله مجرّداً. مع احتماله؛ لصدق الذكر، وبه قطع الفاضل (٣).

وفي اشتراط وقوعه بالعربيّة قولان (٤) من صدق الذكر، وتصريح القرآن باسم « الله » العربي. والأقوى الإجزاء؛ لأنّ المراد من « الله تعالى » في الآية الذات، لا الاسم. وعليه يتفرّع ذكر الله تعالى بأسمائه المختصّة به غير « الله ». فعلى الأوّل يُجزئ؛ لصدق الذكر، دون الثاني. ولكن هذا ممّا لم ينبّهوا عليه.

__________________

(١) اُنظر الوسائل ١٦: ٢٠٧، الباب الأوّل من أبواب الصيد، الحديث ٢، و ٢٢٧، الباب ١٥ من أبواب الصيد، الحديث الأوّل، و ٢٢٨، الباب ١٦ من أبواب الصيد، الحديث ٣، وغيرها من الأبواب.

(٢) القول بالإجزاء للشهيد في الدروس ٢: ٣٩٥، والسيوري في التنقيح الرائع ٤: ٩، ولم نعثر على القول الآخر.

(٣) التحرير ٤: ٦٠٧، الرقم ٦٢٠٨.

(٤) القول بعدم الاشتراط للعلّامة في التحرير ٤: ٦٠٧، الرقم ٦٢٠٨. وأمّا القول باشتراط العربيّة فلم نعثر عليه في كتب أصحابنا، بل لم نعثر على من تعرّض للمسألة إلّا الشهيد في الدروس ٢: ٣٩٥، ولكن تردّد فيها حيث قال: وفي إجزاء التسمية بغير العربيّة نظر.