درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۱۶۹: کتاب الحدود ۴۳: حدّ السرقة ۵

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

مسائل / مسئله سوم: معنای حرز

مسائل

مسئله سوم: یکی از قیود معتبر در حدّ سرقت، حرز بود (سرقت باید از حرز باشد تا قطع ید ثابت بشود). در این مسئله، می خواهیم به صورت مفصّل به «حرز» و معنا و مصادیق آن بپردازیم.

نکته1: هر عنوانی که در حکم شرعی نقش دارد، اگر در روایات و احکام داشته باشیم، دو صورت دارد:

  • شارع آن عنوان را معنا نکرده است: باید سراغ عرف برویم.
  • شارع، آن عنوان را معنا کرده است: همان معنایی که شارع کرده است ملاک ما می باشد.

حال باید دانست که عنوان «حرز» از قسم اول است که شارع آن را تعریف نکرده است و لذا باید برای فهم معنای آن، سراغ عرف برویم.

سؤال: معنای عرفی حرز چیست؟

پاسخ: چند معنا برای حرز بیان شده است:

الف) ما کان ممنوعاً عن الغیر بغلقٍ[۱] او قفلٍ[۲] او دفن فی العمران[۳]او کان مراعی بالنظر.

نکته2: در مورد «مراعی بالنظر» اختلافاتی وجود دارد. لذا شهید اول هم با عبارت «علی قول» اشاره به ضعف آن می کنند. کسانی که «مراعی بالنظر» را از مصادیق حرز نمی دانند، دلیلشان این است که می گویند: ما روایاتی داریم که ظاهرشان این است که «مراعی بالنظر» به عنوان حرز پذیرفته نشده اند. روایت: «عَنْ جَمِيلٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَحَدِهِمَا عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَالَ: لاَ يُقْطَعُ إِلاَّ مَنْ نَقَبَ بَيْتاً أَوْ كَسَرَ قُفْلاً.»

شهید ثانی: ممکن است ما، در عین این که «رعایت بالنظر» را حرز می دانیم، اما بگوییم سرقت مع المراعاة، هیچگاه در خارج واقع نمی شود تا قطع ید بخواهد بر اساس آن صورت بگیرد. زیرا تا وقتی مالک در حال نگاه کردن و مراعات مال خودش است، حرز بر این مال وجود دارد. خب تا وقتی این مالک در حال نگاه کردن به مال خود است، هیچگاه سرقت صورت نمی گیرد. زیرا یکی از قیود سرقت این است که «سرّاً» و مخفیانه باشد. اگر هم حواس مالک از مالش پرت شود و سپس دزدی صورت بگیرد، در اینجا هم دیگر چون مراعی بالنظر نیست، در واقع حرزی وجود ندارد.


قفل هایی که روی درب ها بسته می شوند و ثابت اند.

قفل های جدا که در موارد مختلف استفاده می شوند.

چیزی را زیر خاک دفن کنیم. البته به شرط اینکه در بیابان نباشد

۴

تطبیق مسائل / مسئله سوم: معنای حرز

﴿ الثالثة ﴾:

﴿ الحرز ﴾ لا تحديد له شرعاً، فيرجع فيه إلى العرف (قاعده این است که هر جا عنوانی موثر در حکم شرعی داشتیم که خودِ شارع آن را معنی نکرده بود، باید سراغ عرف برویم) (استاد: بین عرف و لغت هم بحث است. اما عرف زمان صدور روایت، بر لغت هم مقدم است) . وضابطه (حرز) : ﴿ ما كان ممنوعاً (ممنوعاً علی الغیر) بغَلَق (چفت و قفل های ثابت روی درب ها) أو قُفل (قفل های غیر ثابت) ﴾ وما في معناه ﴿ أو دفن في العمران (مخفی کردن زیر خاک ـ البته به گونه ای که این دفن کردن، حرز محسوب بشود ـ) أو كان مراعى ﴾ بالنظر (مراقبت با چشم، حرز آن باشد) ﴿ على قول ﴾ لقضاء العادة بإحراز كثير من الأموال بذلك (حکم می کند عادت و متعارف بین مردم به اینکه حرز حساب می شود در بسیاری از اموال، همین مراعات به نظر) . وحكايته قولاً (اینکه شهید اول، این مراعات به نظر را صورت «علی قول» مطرح کردند) يشعر بتمريضه (معلوم می شود که خود مصنّف خیلی این مورد آخر را قبول ندارند) ، كما ذهب إليه (تمریضه) جماعة لقول عليّ عليه‌السلام: « لا يُقطع إلّا من نقب نقباً، أو كسر قفلاً » (تا وقتی کسی سوراخی ایجاد نکرده باشد یا قفلی را نشکسته باشد، حدّ سرقت بر او جاری نمی شود ـ پس مراعاة به نظر به در نمی خورد ـ) وفي طريقه ضعف (در طریق این روایت سکونی وجود دارد که ضعیف است طبق برخی نظرات) .

ويمكن أن يقال: لا يتحقّق الحرز بالمراعاة إلّا مع النظر إليه (حرز به وسیله مراعات، تا وقتی وجود دارد که مالک نگاهش به آن کالا باشد) ومع ذلك لا تتحقّق السرقة (تا وقتی هم که نگاه مالک به مالش است، سرقتی محقق نمی شود) ؛ لما تقدّم من أنّها لا تكون إلّا سرّاً (اگر مالک در حال نگاه کردن به مالش است و شخصی آن را بدزدد، دیگر قید سرّاً که از قیود معتبر در سرقت بود منتفی خواهد شد) ، ومع غفلته عنه (اگر هم مالک حواسش به این مالش نباشد) ـ ولو نادراً (ولو در یک لحظه کوتاه) ـ لا يكون مراعياً له (دیگر حواسش به مال نیست) ، فلا يتحقّق إحرازه بها (دیگر حرز بودن به واسطه مراعاة منتفی است) ، فظهر أنّ السرقة لا تتحقّق مع المراعاة وإن جعلناها حرزاً (اگرچه مراعاة را حتی حرز بدانیم، ولی به هر حال هیچ گاه با مراعاة، سرقت صدق نخواهد کرد) .

۵

تعاریف دیگر برای حرز

تعریف دوم حرز (شیخ طوسی): حرز به محلّی گویند که مجاز نباشد دیگران در آن محلّ تصرّف کنند و دخول در آن محلّ برای دیگران جایز نباشد مگر با اذن مالک.

اشکال شهید ثانی: این حرف شما در برخی موارد نقض می شود. برای مثال خانه ای که درب آن باز است، اگر کسی وارد آن شود و چیزی را از آن بردارد، دیگر حدّ سرقت وجود ندارد! زیرا هتک حرز رخ نداده است و حال آنکه طبق بیان شیخ طوسی، در اینجا باید حدّ سرقت جاری شود زیرا از حرز دزدی صورت گرفته است (چون سارق به خانه ای داخل شده است که مجاز به دخول در آن نبوده است)

تعریف سوم حرز (علامه در قواعد): حرز هر محلّی است که سارق در آنجا در خطر باشد.

اشکال شهید ثانی: حرف علامه نیز مبتلا به همان اشکالی است که ما به شیخ طوسی وارد کردیم. زیرا خانه ای که درب آن باز است اگر سارق داخل آن شود و چیزی بردارد، اینجا سارق در خطر است در حالی که چنین مواردی حرز محسوب نمی شود.

نکته1: بنا بر تعریف شیخ طوسی، مراعاة مال با نظر کردن، خارج از حرز است. زیرا اگر کسی مالش را در مکانی عمومی بگذارد و با چشم مراقب آن باشد، طبق نظر شیخ طوسی این جا حرز نیست زیرا بر دیگران رفت و آمد در آنجا اشکالی ندارد. ولی طبق بیان علامة، مراعات به نظر حرز محسوب می شود زیرا سارق اگر بخواهد همین مالِ در مکان عمومی را هم بردارد (که مراعی به نظر است) سارق در خطر است.

نتیجه شهید ثانی: اولی این است که در تعیین مصادیق حرز، سراغ عرف برویم. عرف در اشیاء مختلف؛ حرز های مختلفی را قرار می دهد (حرز کل شیء بحسبه).

نکته2: قید «دفن فی العمران» کلمه عمران می خواهد مواردی را خارج کند که دفن در خارج از آبادی (مانند بیابان وصحرا) باشد. گرچه در بیابان، داخل در بیتی مقفّل باشد. زیرا عرفا بیابان حرز محسوب نمی شود.

۶

تطبیق تعاریف دیگر برای حرز

وللشيخ قول بأنّ الحرز كلّ موضع لم يكن لغير المتصرّف فيه الدخول إليه إلّا بإذنه (برای شیخ قولی است که: حرز هر موضعی است که نبوده باشد برای غیر آن کسی که در آن مال تصرّف می کند ـ ممکن است مالک باشد و ممکن است غیر مالک باشد مانند مستاجر ـ مگر با اذن) وينتقض (تعریفی که از حرز ارائه کردید، نقض می شود) بالدار المفتّحة الأبواب في العمران (خانه ای که درب آن باز است در آبادی) وصاحبها ليس فيها (صاحبخانه هم در آن نیست) .

وقيل (مرحوم علامه در قواعد) : ما يكون سارقه على خطرٍ خوفاً من الاطّلاع عليه (هر جایی که سارق در خطر باشد در صورتی که از حضور او اطلاع پیدا کنند) وينتقض بذلك أيضاً (همان نقض قبلی در اینجا نیز وجود دارد) .

وعلى الأوّل (تعریف شیخ طوسی) تخرج المراعاة (مراعاة به نظر خارج از حرز است زیرا ممکن است وسیله ای را در خیابان قرار دهد در حالی که با چشم مراقب آن است. در اینجا طبق نظر شیخ حرز محسوب نمی شود) دون الثاني (طبق بیان مرحوم علامه در قواعد، مراعاة به نظر حرز محسوب می شود زیرا اگر در حال مراعاة مال باشیم، سارق در خطر خواهد بود) .

والأولى الرجوع فيه إلى العرف (اولی این است که در تعریف و مصادیق حرز، به عرف مراجعه کنیم) ، وهو يختلف باختلاف الأموال (در عرف، بستگی دارد که آن مال چی باشد) :

فحرز الأثمان والجواهر (حرز پول ها و جواهرات و...) : الصناديق المقفَّلة (صندوق ها و گاوصندوق هایی که قفل دارند)  والأغلاق الوثيقة في العمران (قفل هایی روی درب که محکم باشند در عمران و آبادی) .

وحرز الثياب وما خَفّ (حرز لباس و کالاهایی که سبک اند) من المتاع وآلات النحاس (ظروف و وسایل مِسی) : الدكاكين (دکان هایی که قفل دارند خودشان حرز محسوب می شوند) والبيوت المقفّلة في العمران، أو خزانتها المقفَّلة وإن كانت هي مفتوحة (اگر هم در دکان باز است و قفلی ندارد، ظروف و ... در خزانه دکان باشند) .

والاصطبل حرز للدوابّ مع الغلق (اصطبل قفل دار، حرز است برای اسب و...). وحرز الماشية (گاو و گوسفند و...) في المرعى عين الراعي على ما تقرّر (حرز گوسفند و گاو ... وقتی در چراگاه هستند، همان مراعاة و نگاه کردن است) . ومثله متاع البائع في الأسواق والطرقات (کالاهایی که جلوی درب مغازه ها می گذارند که بایع قصد فروش آن ها را دارد، مراعاة مالک، حرز آن محسوب می شود) .

واحترز بالدفن في العمران (مصنف با قید عمران، می خواستند خارج کنند) عمّا لو وقع خارجه (مواردی را که واقع شوند در خارج از عمران ـ بیابان و...ـ) ، فإنّه لا يُعدّ حرزاً وإن كان في داخل بيت مُغلَق (حتی اگر در خانه ای قفل دار در بیابان هم دفن کرده باشد، باز حرز محسوب نمی شود) ؛ لعدم الخطر على سارقه، وعدم قضاء العرف به (عرف این موارد را حرز نمی داند) .

۷

حرز بودن جیب و آستین

سؤال: آیا جیب، حرز محسوب می شود یا نه؟

پاسخ: (در گذشته، برخی چیز ها را یا در جیب، یا در آستین مخفی می کردند.) شهید می فرمایند: جیب و آستین، دو حالت دارند:

الف) ظاهری باشند: حرز نیست.

ب) باطنی باشند: حرز است.

جیب ظاهری و باطنی: فرض کنید دو لباس روی هم پوشده شده است. کلیه جیب های رویی و زیری لباس زیرین، می شوند جیب باطنی، و نسبت به لباس رویی هم، جیب های زیری می شود باطنی اما جیب های رویی می شود جیب ظاهری.

آستین ظاهری و باطنی: اگر گره این متاع، در بیرون آستین باشد (ولو خودِ متاع داخل آستین باشد) آستین ظاهری است. اما اگر گره این متاع، در داخل باشد، آستین باطنی است. اگر هم متاع در آستین لباس زیرین باشد، دیگر مطلقا آستین باطنی است (چه گره بیرون باشد چه داخل).

شیخ طوسی در خلاف: جیب لباس های رویی جیب ظاهر است و جیب لباس های زیرین جیب باطنی است (همینطور در آستین)

شیخ طوسی در مبسوط: آستین باطنی، صورتی است متاع و کیسه و... داخل آستین قرار داده شود ولو گره آن از بیرون باشد. ولی آستین ظاهری، صورتی است که کیسه یا متاع بیرون آستین باشد ولو گرهش در داخل باشد.

نظر شهید ثانی: آنچه در اخبار داریم به اعتبار ثوب اعلی و اسفل است. یعنی همان چیزی که در خلاف توسط شیخ طوسی بیان شد. 

۸

تطبیق حرز بودن جیب و آستین

﴿ والجيب والكُمّ (آستین) الباطنان حرز، لا الظاهران ﴾ والمراد بالجَيب الظاهر (منظور و مراد از جیب ظاهر) : ما كان في ظاهر الثوب الأعلى (هم باید لباس لباس رویی باشد و هم جیب آن باید روی لباس باشد) . والباطن ما كان في باطنه (باطن ثوب اعلی) ، أو في ثوب داخل مطلقاً (کلیه جیب های لباس زیری) .

أمّا الكُمّ الظاهر، فقيل: المراد به (کم ظاهر) ما كان معقوداً في خارجه (اگر گره کیسه ای که در آستین قرار دارد بیرون باشد) ؛ لسهولة قطع السارق له (وقتی گره بیرون باشد، سارق راحت آن را قطع می کند) فيسقط ما في داخله (سکه های داخلش می ریزد) ولو في وقت آخر (آرام آرام این سکه ها بیرون می ریزد و سارق همین طور پشت سر شخص راه می رود و یکی یکی این سکه ها را بر می دارد) . وبالباطن (مراد از کم باطن) : ما كان معقوداً من داخل كُمّ الثوب الأعلى، أو في الثوب الذي تحته مطلقاً (گره اگر از داخل آستین لباس رویی باشد یا لا اقل مربوط به آستین لباس زیرین باشد)  .

وقال الشيخ في الخلاف: المراد بالجيب الباطن: ما كان فوقه قميص آخر (لباس زیرین ملاک است و لباس رویی ملاک نیست حتی اگر جیب لباس رویی داخل آن باشد) ، وكذا الكُمّ (آستین هم باید در لباس زیرین باشد تا باطنی محسوب شود) سواء شدّه في الكُمّ من داخل أو من خارج (اگر لباس رویی باشد دیگر فرقی نمی کند که گره آن داخل است یا خارج)  .

وفي المبسوط اختار في الكُمّ عكس ما ذكرناه (در مبسوط، شیخ طوسی، عکس آنچه ما بیان کردیم را فرموده اند) ، فنقل عن قوم أنّه إن جعلها في جوف الكُمّ (اگر قرار بدهد متاع را داخل در باطن آستین) وشدّها من خارج (ولو گره آن از خارج باشد) فعليه القطع (قطع ید دارد و حرز محسوب می شود) ، وإن جعلها من خارج (اگر کیسه را خارج آستین قرار داد) وشدّها من داخل (گرهش از داخل آستین خورده است) فلا قطع (در اینجا دیگر حرز محسوب نمی شود) ، قال: وهو الذي يقتضيه مذهبنا (مذهب شیعه) .

والأخبار في ذلك مطلقة (روایات مطلق است در) في اعتبار الثوب الأعلى والأسفل (اگر ثوب اعلی بود ظاهر است مطلقا و اگر ثوب اسف بود، باطن است مطلقا) (روایت: عَنِ اَلسَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: أُتِيَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بِطَرَّارٍ قَدْ طَرَّ دَرَاهِمَ مِنْ كُمِّ رَجُلٍ قَالَ إِنْ كَانَ طَرَّ مِنْ قَمِيصِهِ اَلْأَعْلَى لَمْ أَقْطَعْهُ وَ إِنْ كَانَ طَرَّ مِنْ قَمِيصِهِ اَلسَّافِلِ قَطَعْتُهُ) فيقطع في الثاني (اسفل) دون الأوّل (اعلی) ، وهو موافق للخلاف ومال إليه في المختلف وجعله المشهور .

(نظر شهید ثانی:) وهو في الكُمّ حسن (این حرف در آستین ها خوب است) . أمّا في الجَيب، فلا ينحصر الباطن منه فيما كان فوقه ثوب آخر (در جیب حتما اختصاص ندارد به موردی که روی آن لباس دیگری باشد) ، بل يصدق به (لباس زیری باطن محسوب می شود) وبما كان في باطن الثوب الأعلى (جیب های داخلی لباس رویی هم باطنی محسوب می شوند) كما قلناه.

﴿ وكذا يُقطع ﴿ الزوجان أي كلّ منهما بِسرقة مال الآخر مع الإحراز عنه، وإلّا فلا.

﴿ ولو ادّعى السارق الهبة أو الإذن له من المالك في الأخذ ﴿ أو الملك حلف المالك ولا قطع لتحقّق الشبهة بذلك على الحاكم وإن انتفت عن السارق في نفس الأمر.

﴿ الثالثة :

﴿ الحرز لا تحديد له شرعاً، فيرجع فيه إلى العرف. وضابطه: ﴿ ما كان ممنوعاً بغَلَق أو قُفل وما في معناه ﴿ أو دفن في العمران أو كان مراعى بالنظر ﴿ على قول (١) لقضاء العادة بإحراز كثير من الأموال بذلك. وحكايته قولاً يشعر بتمريضه، كما ذهب إليه جماعة (٢) لقول عليّ عليه‌السلام: « لا يُقطع إلّا من نقب نقباً، أو كسر قفلاً » (٣) وفي طريقه ضعف (٤).

ويمكن أن يقال: لا يتحقّق الحرز بالمراعاة إلّا مع النظر إليه ومع ذلك لا تتحقّق السرقة؛ لما تقدّم (٥) من أنّها لا تكون إلّا سرّاً، ومع غفلته عنه

__________________

(١) وهو قول الشيخ في المبسوط ٨: ٢٤ و ٣٦، وفخر المحقّقين في الإيضاح ٤: ٥٢٩ ونسبه إلى الإسكافي في المختلف ٩: ٢٠١.

(٢) منهم ابن إدريس في السرائر ٣: ٤٨٣، والمحقّق في المختصر: ٢٢٤، والعلّامة في المختلف ٩: ٢٠١.

(٣) الوسائل ١٨: ٥٠٩، الباب ١٨ من أبواب حدّ السرقة، الحديث ٣. وفيه: من نقب بيتاً.

(٤) طريقه عليّ بن إبراهيم عن أبيه، عن النوفلي، عن السكوني. وضعفه بالسكوني، راجع فهارس المسالك ١٦: ٣٠١.

(٥) تقدّم في الصفحة ٣٤١.

ـ ولو نادراً ـ لا يكون مراعياً له، فلا يتحقّق إحرازه بها، فظهر أنّ السرقة لا تتحقّق مع المراعاة وإن جعلناها حرزاً.

وللشيخ قول بأنّ الحرز كلّ موضع لم يكن لغير المتصرّف فيه الدخول إليه إلّا بإذنه (١) وينتقض بالدار المفتّحة الأبواب في العمران وصاحبها ليس فيها.

وقيل: ما يكون سارقه على خطرٍ خوفاً من الاطّلاع عليه (٢) وينتقض بذلك أيضاً.

وعلى الأوّل تخرج المراعاة دون الثاني.

والأولى الرجوع فيه إلى العرف، وهو يختلف باختلاف الأموال:

فحرز الأثمان والجواهر: الصناديق المقفَّلة والأغلاق الوثيقة في العمران.

وحرز الثياب وما خَفّ من المتاع وآلات النحاس: الدكاكين والبيوت المقفّلة في العمران، أو خزانتها (٣) المقفَّلة وإن كانت هي مفتوحة.

والاصطبل حرز للدوابّ مع الغلق. وحرز الماشية في المرعى عين الراعي على ما تقرّر. ومثله متاع البائع في الأسواق والطرقات.

واحترز بالدفن في العمران عمّا لو وقع خارجه، فإنّه لا يُعدّ حرزاً وإن كان في داخل بيت مُغلَق؛ لعدم الخطر على سارقه، وعدم قضاء العرف به.

﴿ والجيب والكُمّ الباطنان حرز، لا الظاهران والمراد بالجَيب الظاهر: ما كان في ظاهر الثوب الأعلى. والباطن ما كان في باطنه، أو في ثوب داخل مطلقاً.

__________________

(١) النهاية: ٤١٧.

(٢) قاله العلّامة في القواعد ٣: ٥٦٠، والغزالي في الوجيز ٢: ١٧٣.

(٣) في ( ر ) و ( ش ): خزائنها.

أمّا الكُمّ الظاهر، فقيل: المراد به ما كان معقوداً في خارجه؛ لسهولة قطع السارق له فيسقط ما في داخله ولو في وقت آخر. وبالباطن: ما كان معقوداً من داخل كُمّ الثوب الأعلى، أو في الثوب الذي تحته مطلقاً (١).

وقال الشيخ في الخلاف: المراد بالجيب الباطن: ما كان فوقه قميص آخر، وكذا الكُمّ سواء شدّه في الكُمّ من داخل أو من خارج (٢).

وفي المبسوط اختار في الكُمّ عكس ما ذكرناه، فنقل عن قوم أنّه إن جعلها (٣) في جوف الكُمّ وشدّها من خارج فعليه القطع، وإن جعلها من خارج وشدّها من داخل فلا قطع، قال: وهو الذي يقتضيه مذهبنا (٤).

والأخبار في ذلك مطلقة في اعتبار الثوب الأعلى والأسفل (٥) فيقطع في الثاني دون الأوّل، وهو موافق للخلاف (٦) ومال إليه في المختلف وجعله المشهور (٧).

وهو في الكُمّ حسن. أمّا في الجَيب، فلا ينحصر الباطن منه فيما كان فوقه ثوب آخر، بل يصدق به وبما كان في باطن الثوب الأعلى كما قلناه.

__________________

(١) لم نعثر عليه.

(٢) الخلاف ٥: ٤٥١، المسألة ٥١.

(٣) أي الصُرّة.

(٤) المبسوط ٨: ٤٥.

(٥) الوسائل ١٨: ٥٠٤ ـ ٥٠٥، الباب ١٣ من أبواب حدّ السرقة، الحديث ٢، رواه بسندين، والمستدرك ١٨: ١٣٢، الباب ١٣ من أبواب حدّ السرقة، الحديث الأوّل.

(٦) الخلاف ٥: ٤٥١، المسألة ٥١.

(٧) المختلف ٩: ٢٣٥.